ن و ب ا ر ا ن

هیجان منفعت ما جوانانه - هیجان آنجاست که قورباغه قور قور میکند - کلاغ غار غار میکند -جیرجیرک جیر جیر

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 9:35  توسط امین معبادی 


طی تحقیقات اخیر، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که تحریک قسمت های خاصی از مغز، می تواند باعث شکوفا شدن استعدادهایی در افراد بشود که پیش از آن نشانی از این استعدادها وجود نداشته است . از طرفی این تحریک رابطه مستقیم با افزایش حافظه دارد.



طی تحقیقات اخیر، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که تحریک قسمت های خاصی از مغز، می تواند باعث شکوفا شدن استعدادهایی در افراد بشود که پیش از آن نشانی از این استعدادها وجود نداشته است . از طرفی این تحریک رابطه مستقیم با افزایش حافظه دارد.روش مطالعه صحیح و اصولی می‌تواند بسیاری از مشکلات خواندن را از بین ببرد . بررسیهای بعمل آمده گویای آن است که افرادی که در زمینه تحصیل موفق بوده‌اند، روش صحیحی برای مطالعه داشته اند.علاقه به مطالعه از کودکی در نهاد هر انسانی وجود دارد اما این وظیفه والدین است که این علاقه را در وجود کودکشان نهادینه کرده و آن را به شکل یک عادت روزانه درآورند. باید هر فردی مطالعه را یکی از ارکان زندگیش بداند و همان طور که برای برآورده کردن نیازهای فیزیولوژیکی اش می کوشد باید برای رفع نیاز های روحی اش هم پیشگام باشد.مطالعه باید یکی از اولویت های زندگی هر فردی باشد و برای این ورزش فکری حتما چند ساعتی وقت گذاشت.اما مطالعه کتاب نیز اصولی دارد که با رعایت این اصول نه تنها شخص به مطالعه علاقمند می شود بلکه از آن لذت نیز می برد.اولین مرحله برای مطالعه داشتن آمادگی است. فردی که مطالعه می کند باید این کار را با رضایت و از روی میل انجام دهد . مطالعه هنگام خستگی یا خواب آلودگی نه تنها فایده ای ندارد بلکه هیچ لذتی هم ندارد.مطالعه باید یکی از اولویت های زندگی هر فردی باشد و برای این ورزش فکری حتما چند ساعتی وقت گذاشت.دومین مرحله شناختن زمینه مورد علاقه مطالعه است . برخی از افراد از خواندن کتاب های کوتاه لذت می برند و برخی از کتاب های بلند و یا علاقه افراد در زمینه کتاب های تاریخی ، رمان ، اجتماعی ، سیاسی و ... تفاوت دارد و به همین دلیل باید ابتدا زمینه موردعلاقه مطالعه انتخاب شود.هر فردی هنگام مطالعه باید تمرکز کافی داشته باشد و از این بخش می توان به عنوان اصولی ترین مرحله یک مطالعه لذتبخش نام برد. تمرکز شوق خواندن را افزایش می دهد و باعث آرامش روح و روان هنگام مطالعه می شود.در پایان هنگامی که مطالعه کتاب موردعلاقه شخص به پایان رسید فرد باید یک جمع بندی کامل از کتاب داشته باشد و آنچه را از این کتاب آموخته فهرست وار برای خودش بنویسد و پس از خواندن چندین کتاب متوجه می شود که چه قدر به دانسته هایش افزوده شده، ضمن اینکه ورزش فکری نیز انجام داده است .با مطالعه اصولی و بنیادی نه تنها از خواندن لذت برده ایم، بلکه به تحریک قسمت های خاص مغزمان نیز برای شکوفا شدن استعدادهای دیگر کمک کرده ایم. تحقیقات نشان می دهد کسانی که علاقه به مطالعه ندارند در حقیقت اصول بنیادی آن را نیاموخته اند و در نتیجه از مطالعه لذت نمی برند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 8:5  توسط امین معبادی  | 

داستان مورچه و شیر !
 

 

مورچه هر روز صبح زود سر کار می‌رفت و بلافاصله کارش را شروع می‌کردبا خوشحالی به میزان زیادی محصول تولید می‌کرد
رئیسش که یک شیر بود، ازاینکه می‌دید مورچه می‌تواند بدون سرپرستی بدین گونه کار کند، بسیار متعجب بود
بنابر این بدین منظور سوسکی را که تجربه بسیار بالایی در سرپرستی داشت و به نوشتن گزارشات عالی شهره بود، استخدام کرد
اولین تصمیم سوسک راه اندازی دستگاه ثبت ساعت ورود و خروج بود
او همچنین برای نوشتن و تایپ گزارشاتش به کمک یک منشی نیاز داشت
عنکبوتی هم مدیریت بایگانی و تماسهای تلفنی را بر عهده گرفت
شیر از گزارشات سوسک لذت می‌برد و از او خواست که نمودارهایی که نرخ تولید
را توصیف می‌کند تهیه نموده که با آن بشود روندها را تجزیه تحلیل کند
او می‌توانست از این نمودارها در گزارشاتی که به هیات مدیره می‌داد استفاده کند
بنابراین سوسک مجبور شد که کامپیوتر جدیدی به همراه یک دستگاه پرینت لیزری بخرد
او از یک مگس برای مدیریت واحد تکنولوژی اطلاعات استفاده کرد
مورچه که زمانی بسیار بهره ور و راحت بود،
از این حذ افراطی کاغذ بازی و جلساتی که بیشترین وقتش را هدر می‌داد متنفر بود
شیر به این نتیجه رسید که زمان آن فرا رسیده که شخصی را به عنوان مسئول واحدی
که مورچه در آن کار می‌کرد معرفی کند
این سمت به جیر جیرک داده شد.
اولین تصمیم او هم خرید یک فرش و نیز یک صندلی ارگونومیک برای دفترش بود
این مسئول جدید یعنی جیر جیرک هم به یک عدد کامپیوتر و یک دستیار شخصی
که از واحد قبلی اش آورده بود، به منظور کمک به برنامه بهینه سازی استراتژیک
کنترل کارها و بودجه نیاز پیدا کرد
اکنون واحدی که مورچه در آن کار می‌کرد به مکان غمگینی تبدیل شده بود که دیگر هیچ کسی در آن جا نمی‌خندید و همه ناراحت بودند
در این زمان بود که جیر جیرک، رئیس یعنی شیر را متقاعد کرد که نیاز مبرم به شروع یک مطالعه سنجش شرایط محیطی وجود دارد
با مرور هزینه‌هایی که برای اداره واحد مورچه می‌شد،
شیر فهمید که بهره وری بسیار کمتر از گذشته شده است
بنابر این او جغد که مشاوری شناخته شده و معتبر بود را برای ممیزی و پیشنهاد راه حل اصلاحی استخدام نمود
جغد سه ماه را در آن واحد گذراند و با یک گزارش حجیم چند جلدی باز آمد،
نتیجه نهایی این بود: تعداد کارکنان زیاد است
حدس می‌زنید اولین کسی که شیر اخراج کرد چه کسی بود؟
مسلماً مورچه؛ چون او عدم انگیزه اش را نشان داده و نگرش منفی داشت

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 9:51  توسط امین معبادی  | 

به کارمان اعتقاد داریم
تابستان که می آید دلواپسی ها برای رعایت حجاب و عفاف نیز بیشتر می شود. میدان های شهر نیز ون های سبز گشتهای پلیس امنیت اخلاقی را میزبانی می کنند. بار مسئولیت برخورد با بدحجابان بر عهده پلیس‌های خانمی است که در کنار ون ها ایستاده اند و معمولا افسر مردی نیز با آنها همکاری می کند
صبح تا شب زیر آفتاب تابستان ایستاده تا چهره شهر را از زشتی‌ها پاک کند. به کارش اعتقاد دارد، می گوید: نمی خواهم نگاهی که به این دختران هفت رنگ می شود به من هم بشود. خیلی‌ها از ما تشکر می کنند و همین برایمان کافی است...

تابستان که می آید دلواپسی ها برای رعایت حجاب و عفاف نیز بیشتر می شود. میدان های شهر نیز ون های سبز گشتهای پلیس امنیت اخلاقی را میزبانی می کنند. بار مسئولیت برخورد با بدحجابان بر عهده پلیس‌های خانمی  است که در کنار ون ها ایستاده اند و معمولا افسر مردی نیز با آنها همکاری می کند. اما نگاه این خانم ها که در طول روز با ده ها بد حجابی که برخی با پرخاش و دعوا و گاه با خواهش به کار آنها انتقاد دارند، چیست؟

میدان تجریش – پاساژ تندیس


ساعتی به ظهر مانده و پاساژ تندیس خلوت است. زیر سایه ایستاده ایم. جلوترمان یکی از ون های سبز نیروی انتظامی است و دو پلیس زن نیز کنار در ورودی ایستاده اند و یکی نیز داخل ون است. خانمی با مانتویی که آستین کوتاهی دارد می خواهد وارد پاساژ شود اما دو پلیس به طرفش می روند ومی خواهند که داخل ون برود. در کشویی ون باز می شود و پشت سرش صدای بسته شدن در می آید.

دقیقه ای دیگر مامور مرد، ماشینی را که حجاب سرنشیناش مشکل داشت، متوقف می کند. وضعیت آن قدرها هم بد نیست و با تذکر پلیس پژوی سیاه رنگ حرکت می کند. در این میان یک خانم دیگر هم به میهمانان ون اضافه می شود. به همراهش توضیح می دهند اگر در مدت حضور گشت پلیس مشکل حجابش حل شود، می تواند با امضای تعهدنامه برود.

همچنان منتظر فرصتیم که بدانیم پشت این درهای بسته چه می گذرد. خانمی همراه دو دخترش قصد ورود به پاساژ را دارند اما وضعیت پوشش یکی از دخترها مشکل دارد. در این میان همراه دختر دومی پوششی برای آستین های کوتاه مانتوی دوستش خریده است. پنجره باز می شود و ساق های دست را می برد داخل ون. دقیقه ای بعد در کشویی باز می شود و دختر خوشحال  بیرون می آید.

پاساژ تندیس – داخل ون نیروی انتظامی


پلیس مرد اشاره می کند می توانم بروم داخل. این بار درب کشویی برای من باز می شود می روم کنار خانمی که دقیقه ای پیش داشت به خانم های بدحجاب تذکر می داد. جوری نگاهم می کند که انگار می داند می خواهم چه بپرسم. مادر همچنان مدعی است که دخترش مشکلی ندارد. می پرسم نمی ترسید کسی به شما حمله کند، برای برخوردهای خاص آموزش دیده اید؟

 افسر پلیس همسن و سال همان هایی است که داخل ون هستند؛ به نظر می آید 25 شاید هم کمی بیشتر. می گوید: ما کلاس های مختلف و آموزش های زیادی دیده ایم که آموزش های دفاع شخصی و حفاظت از خودمان یکی از آنها است. این که حواسمان باشد اگر چیزی تعارفمان کردند نخوریم و...

*به جز دفاع شخصی چه آموزش هایی دیده اید؟

- دوره های روانشناسی. این که چگونه با بدحجابان برخورد کنیم. موارد بدحجابی چیست؟ نحوه برخورد با کسانی که قصد فرار یا شلوغ کاری دارند. دوره های آموزشی زیادی دیده ایم. این که با محبت برخورد کنیم و چگونه در گیریها را مدیریت کنیم. البته سعی می کنیم آنهایی که با خانواده هایشان آمده اند، اگر مشکلشان حاد نباشد با تذکر و خرید ساق یا آوردن مانتو رها کنیم. اما آنهایی که تنها هستند و امکان رفع مشکل نیست منتقل می شوند.

*از چه ساعتی ماموریت شما آغاز می شود؟

- از ساعت 9 صبح این جا هستیم تا 9 ، 10 شب. یک ساعتی هم وقت ناهار و نماز در میان روز داریم.

*کار سختی باید باشد؟
- نه کارم را دوست دارم. چون در حال ارشاد کسانی هستم که چهره جامعه را خراب کرده اند. از صبح تا شب در حال امر به معروف و نهی از منکریم که توصیه الهی است.

* فکر می کنید این کار چقدر در تغییر چهره شهر موثر بوده است؟
- خیلی پاکسازی شده است.  پیش از این وقتی می آمدیم یک ساعت نشده ون پر می شد اما حالا کمتر و دیرتر با خانم بد حجاب روبرو می شویم. نسبت به قبل کمتر شده است. لباس ها پوشیده تر از گذشته است.

* اگر مامور نیروی انتظامی نبودی باز هم حاضر به امر به معروف کردن زنان بدحجاب بودی؟
- بله، وقتی من با پوشش کامل و چادر در این گرما رفت و آمد می کنم اما دختری با لباس های تنگ و بدن نما خود را عرضه می کند، نگاه یک مرد به او و من یکسان است و این برای من زننده و خجالت آور است.

* پس به کاری که می کنید اعتقاد دارید؟
- بله بسیار.

*تا به حال شده با آشنایان که مشکل بدحجابی دارند برخورد کنی؟
- نه معمولا محل هایی که انتخاب می شود از محل زندگی ما فاصله زیادی دارد.

* واکنش مردم چیست، راضی هستند؟
- بله... البته همه نوع نگاه هست. هم راضی هستند و هم انتقاد دارند. خیلی ها می آیند و از ما تشکر می کنند.

* موردی بوده بعد از تذکر و صحبتهای ارشادی شما پی به اشتباهش برده باشد؟
- بله، خیلی ها گفته اند اشتباه کرده اند و می دانند کارشان غلط بوده و دیگر تکرار نمی کنند و پوشش مناسب برای خودشان بهتر است. البته این بستگی به خود فرد دارد که از تجربیاتش درس بگیرد.

*شده به فردی چند بار تذکر بدهید؟
- بله، خیلی ها هستند که با آنها چند بار برخورد شده اما دوباره با وضعیت قبلی آمده اند.

*بسیاری فکر می کنند حقوق و دستمزد شما بالاست؟
- نه ما هم مانند همه کارمندان حقوق می گیریم. این فکر و خیال آنها است و واقعیت ندارد.

*شما جزو نیروهای ثابت نیروی انتظامی هستید؟
- نه، قراردادی ام.

 *قراردادتان تا پایان سال است؟
- فعلا که تا پایان تابستان.

خانمی که داخل ون است قول می دهد که از این تجربه درس بگیرد، درب کشویی ون باز می شود و دختر دیگری داخل می آید. پشت من درب بسته می شود.

دوباره می روم زیر سایه ای که پیدا کرده بودم و منتظر می شوم کار عکاس تمام شود. پیرزنی می آید کنارم می نشیند. خانه شان همین نزدیکی هاست. می گوید هوا گرم شده. حواسم پیش دختر بدحجاب داخل ون است. حرفش را تایید می کنم. اشاره می کند به مرد درجه دار و می گوید: این ها از پس شان بر نمی آیند. بس که این دخترها زیاد شده اند. شلوارهای پاره پاره. موهایی که چند طبقه از سرشان بالاتر است. اینها خانه های مردم را ویران می کنند. مردها از ترس این دخترها رغبتی به ازدواج ندارند. شما اول انقلاب یادتان نیست. جوان های ما خون دادند. پرپر شدند برای این انقلاب. حالا این ها چطور در مملکتی که مال آنها است، این طوری راه می روند؟

کار عکاس تمام شده و می خواهد سری هم به میدان تجریش بزند. پیرزن هنوز حرف داشت. خداحافظی می کنم. پشت ما صدای کشیده شدن در می آید، دخترک در حالی که دستانش را زیر ساق پوشانده، بیرون می آید.

مقابل سینما آستارا – پاساژ قائم


این جا کمی خلوت تر است. خانم جوانی را گرفته اند که می گوید از طرح امنیت اجتماعی خبری نداشته است. می گوید: نمی دانستم و گرنه روپوش بهتری می پوشیدم .

خانم مامور نیروی انتظامی پاسخ می دهد: من از صبح تا ساعت 10 شب این جا هستم اما با این وجود سردار رادان را در تلویزیون دیده ام که در این خصوص صحبت کرده است .

زن می گوید: ما تلویزیون نگاه نمی کنیم.

به من نگاه می کند و مهربان می گوید: سوالاتتان را بپرسید.

*  شغلتان را دوست دارید؟
ــ  بله، علاقه زیادی دارم، خیلی ها از من تشکر می کنند و به ما خسته نباشید می گویند. ما به نوعی به آدم ها کمک می کنیم.

در این حین دختر وارد بحث می شود که من هم از پوشش برخی خانم ها ناراحت می شوم. آنهایی که آرایشهای غلیظ ناجور می کنند اما مشکل من کجاست. پاسخ می شوند که آرایش صورت و مانتوی کوتاه.

* معیارتان برای تذکر چیست؟
ــ مانتوی جذب، شلوار کوتاه، شال نامناسب، آرایش غلیظ، مانتوی کوتاه و... بد پوششی محسوب می شوند. برخی از قصد، موهای خود را بیرون می گذارند.
 
در این لحظه زن به مأمور می گوید در این هوای گرم این مانتو چه اشکالی دارد؟ مأمور می گوید: مگر گرما برای ما نیست؟ همه ما گرما را تحمل می کنیم اما لباس مناسب می پوشیم.

او نیز آموزش های روانشناسی و دفاع شخصی دیده است و بارها پیش آمده حوادثی همچون دعوا و درگیری خانم های بدحجابی را که قصد ایجاد جو داشته اند، به راحتی مدیریت کرده است. می گوید: من فقط با عزیزم و گلم با دیگران حرف می زنم. اگر مشکل زیادی نداشته باشند و جو سازی هم نکنند با تعهد نامه می توانند بروند در غیر این صورت منتقل می شوند.

مدرک کارشناسی دارد و می گوید از شغل فعلی اش راضی است و گریه های بد حجابان را هم زیاد باور ندارد. می گوید در  بازار هفت حوض خیلی ها گریه می کنند، اما رهایشان که می کنیم، فردا دوباره با همان وضعیت می آیند. باید قانون ر ا اجرا کرد ...

ظهر است. نزدیک ساعت یک. درب کشویی ون کشیده می شود و به سوی قرارگاه حرکت می کند...

منبع: خبرگزاری مهر

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 9:43  توسط امین معبادی  | 

غذاهایی برای افزایش هوش !

آیا تا به حال برای شما اتفاق افتاده که احساس کنید مغزتان کار نمی کند؛ یعنی مثل گذشته، سرعت انتقال مطالب را ندارید یا اینکه لغات معمولی از ذهنتان فرار می‌کنند. بعضی مواد غذایی به شما کمک می‌کنند که عملکرد مغزتان را افزایش دهید.
اگر مایل هستید، هوش خود را افزایش دهید، یک لحظه تامل کنید و مطلب زیر را بخوانید. انتخاب این غذاها نه تنها شما را نزد دیگران باهوش جلوه می‌دهد، بلکه به شما کمک می‌کند که توانایی تفکر و وضوح ذهنی خود را افزایش دهید.

● روغن ماهی
طبق یک گفته قدیمی می‌توان گفت : ” ماهی غذای مغز است.”
روغن ماهی یک ماده غذایی مناسب برای مغز است، زیرا DHA ( چربی اُمگا-۳ موجود در ماهی ) التهاب مغز را کاهش می‌دهد و از آن محافظت می‌کند.
مغز ما دارای ۶۰ درصد چربی است که بیشتر آن چربی DHA یا AA ( آراشیدونیک اسید ) است. AA به مقدار زیاد در لبنیات مثل کره و خامه وجود دارد، اما DHA فقط در انواع ماهی وجود دارد و در منابع گیاهی مثل دانه کتان وجود ندارد.
برای تهیه روغن ماهی یا روغن کبد ماهی سعی کنید مارک‌های معتبر آنها را خریداری کنید. در ضمن شکل مایع این دو ماده بهتر از کپسول آنهاست.
در تابستان و بهار که شدت و مدت تابش نور خورشید کافی است، بدن به مقدار لازم ویتامین D مورد نیاز خود را می‌سازد. همانطور که می‌دانید ویتامین D بر اثر تابش نور خورشید بر پوست بدن، ساخته می‌شود. ولی در زمستان و پاییز که مدت و شدت تابش آفتاب کمتر است، نیاز به دریافت مکمل ویتامین D داریم. روغن کبد ماهی یکی از مهم ترین و غنی ترین منابع ویتامینD است.
بنابراین فرق روغن ماهی و روغن کبد ماهی در این است که روغن کبد ماهی علاوه بر اسیدهای چرب اُمگا-۳ ( DHA) ، منبع خوبی از ویتامین‌های A و D نیزمی‌باشد.
توصیه می‌کنم روغن ماهی را از ابتدای بهار تا آخر تابستان مصرف کنید و از ابتدای پاییز تا آخر زمستان روغن کبد ماهی را دریافت کنید. ولی کسانی که در مناطق آب و هوایی گرم ( آفتابی ) هستند،می‌توانند در تمام سال فقط روغن ماهی مصرف کنند و نیازی به مصرف روغن کبد ماهی ندارند.

● سبزیجات تازه و خام

مواد غذایی کمی وجود دارد که از نظر ارزش تغذیه ای با سبزیجات برابری کنند. کاهش سطح اسید فولیک در بدن با بروز بیماری آلزایمر ( فراموشی دوران پیری ) مرتبط است. همچنین آنتی اکسیدان‌ها و فیتوکمیکال ( رنگدانه‌های گیاهی )‌های موجود در سبزیجات، هوش شما را حفظ خواهند کرد.
توصیهمی‌کنم روزانه به ازای هر ۲۵ کیلوگرم از وزن بدن خود ۵/۰ کیلوگرم سبزیجات مختلف مصرف کنید. اگر نوع متابولیسم بدن خود را بدانید،می‌توانید مقدار دریافت سبزی را تنظیم کنید. مثلاً اگر دریافت پروتئین شما بالاست، به مصرف سبزی زیادی نیاز ندارید؛ مثلاً بجای ۵/۰ کیلو ، روزانه ۲۵۰ گرم سبزیجات به ازای هر ۲۵ کیلو از وزن بدن نیاز دارید. اگر پروتئین رژیم شما بالاست، بایستی سبزیجاتی را مصرف کنید که پتاسیم کمتری دارند مثل گل کلم، لوبیای سبز، اسفناج، مارچوبه، قارچ و کرفس ، زیرا مصرف سبزیجاتی که پتاسیم زیادی دارند مثل کاهو، کلم پیچ و سایر انواع کلم به همراه پروتئین زیاد ، باعث عدم تعادل بیوشیمیایی بدن خواهد شد.
ولی افرادی که دریافت کربوهیدرات غذایی اشان نسبت به پروتئین و چربی بیشتر است، می‌توانند سبزیجات فراوانی مصرف کنند به خصوص انواعی را که پتاسیم بالایی دارند.

● تخم مرغ خام
تخم مرغ منبع ارزان و مفیدی از مواد مغذی با ارزش است. مصرف تخم مرغ علاوه بر حفظ سلامت بدن، برای هوش و عملکرد ذهنی مفید است . در این مورد تخم مرغ خام فواید بیشتری نسبت به تخم مرغ پخته دارد.
▪ شاید بپرسید چگونه تخم مرغ خام را مصرف کنیم ؟
برای مصرف تخم مرغ به صورت خام می‌توانید آن را با یک قاشق عسل، یک قاشق کنجد یا پودر گردو و یک قاشق پودر کاکائو در یک لیوان شیر ولرم یا گرم مخلوط کرده و میل کنید. در این صورت هم آن را خام مصرف کرده اید و هم معجون بسیار مفیدی برای سلامتی بدن خود و افزایش وزن ( برای افراد لاغر ) دریافت نموده اید.
اگر در مورد خطر باکتری ” سالمونلا ” که در تخم مرغ خام وجود دارد، نگران هستید، مقاله هایی را که مربوط به خواص تخم مرغ خام است، مطالعه کنید تا نگرانی شما بر طرف شود.

● از مصرف شکر خود داری کنید
شکر به عنوان یک غذا محسوب نمی شود، اما بیشتر اوقات جزء آن دسته از مواد غذایی است که باید از مصرف آنها پرهیز کرد. اگر می‌خواهید میزان هوش خود را افزایش دهید و نمی توانید کاملاً از مصرف شکر پرهیز کنید، مصرف آن را کاهش دهید.
مواد غذایی خیلی شیرین، تعادل هورمون انسولین بدن شما را به هممی‌ریزند که باعث ایجاد بیماری و گرفتگی ذهن شما می‌شوند.
ساده ترین روش برای کاهش مصرف شکر، پرهیز از مصرف انواع نوشابه‌های صنعتی، آب نبات و شیرینی جات است. همچنین در مصرف آب میوه‌های صنعتی میانه روی کنید.

● توت فرنگی
توت فرنگی نه تنها خوشمزه است، بلکه یکی از مهم ترین منابع آنتی اکسیدانی قوی و فیتو کمیکال‌هاست که سلامتی بدن را بهبود می‌بخشد. همچنین دارای فواید بی شماری برای مغز است. مطالعات نشان داده، مصرف این میوه فرآیند پیری را در مغز کاهش می‌دهد.
فقط زمانی که یک مرتبه مقدار زیادی از آن را مصرف می‌کنید، مراقب قند موجود در آن باید باشید. سایر انواع توت نیز که رنگ تیره ای دارند، دارای چنین اثراتی هستند؛ مثل تمشک و شاه توت.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 9:38  توسط امین معبادی  | 


به رفیقم میگم گوشیمو جا گذاشتم خونه گوشیتو چند لحظه بده، میگه میخوای زنگ بزنی؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام ببینم كلیپ خانوادگی جدید چی داری تو گوشیت !



عكس برادرزاده هامو نشون دوستم دادم با مامانشون. برگشته میگه ااِاا داداشت زنم داره؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینارو تو قرعه كشی بانك برنده شده ...



بعد مشخص شدن 3 تا از نمره ها و قطعی شدن مشروطی با رفیقمون رفتیم پارک یه بادی به کلمون بخوره، دختره اومده نشسته جلومون هِی چشمُ و ابرو میاد. رفیقم میگه داره آمار میده؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دلقک بازی در میاره مارو از این وَضع خارج کنه!



شب ساعت 11 اومدم خونه بابام آیفونو برداشته میگه میای بالا؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ آشغالا رو که میاری پایین ماهیانه منم بیار !!!



تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده 4 لیتری تکون میدیم ! طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟

میگیم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم !



یه گوسفند خریده بودیم بسته بودیمش به درخت که قربونیش کنیم دختر خالم اومده میگه آخــــــی میخوان این طفلی رو بکشن؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ کار بد کرده بستیمش به درخت درس عبرتی باشه واسه بقیه ی گوسفندا



با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه: شمام عسل میخواین!؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم!!


یه روز با جعبه خیلی بزرك رفتم اداره پُست، كًذاشتم رو ترازو جعبه رو كارمنده اومده میكًه می خوای پُست كنُی؟!

كًفتم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم وزنش كنم ببینم اكًر اضافه وزن داره شبها بهش شام ندم


تو خیابون کفتر رو سر دوستم طرح زد! بعد دست میکشه سرش میگه ااااااااه کفتر بود ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ پری دریایی بود بوس فرستاد!


عروسی خواهرم ماموره اومده دم خونمون میگه عروسیه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ختنه سرون بابامه جشن گرفتیم



به یارو میگم قالپاق ریو دارین؟ می پرسه ماشینت ریو هست ؟!؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ لامبورگینیِه قالپاق ریو میندازم یه وقت ریا نشه!!!



به دوستم میگم : وقتشه که دیگه برات آستین بالا بزنیم، میگه یعنی زن بگیرین ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ وضو بگیریم نماز جماعت بخونیم



ماشین رو بردم سرویس، میگم فـــیلترش هم بذار، میگه فیـــلتر هوا؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک


با رفیقم رفتیم پیک نیک ... بهش چاقو دادم در کنسروو باز کنه. میگه: با چاقو بازش کنم؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ راست کلیک کن روش اوپن ویت بزن با مدیا پلیر بازش کن



ماشینو تو روزنامه تبلیغ کردم. میگه میخوای بفروشیش؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ معدلش بیست شده ازش قدردانی کردم



سوار ماشین بودیم یه موتور با سرعت دویست تا از کنارمون عبور کرده، رفیقم داشت با موبایلش ور میرفت ندیدش، میگه:موتور بود؟

گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میگ میگ بود؟!



رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان. مسئول اونجا میگه : اومدی عیادت ؟

میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ خیال کردی اومدم 2 تا از این پیرمردها رو ببرم بزرگ کنم؟!



تو خیابون موتوریه اومد کیفم رو قاپید، یارو میپرسه دزد بود؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ رفیقم بود اومده بود امانتیش رو پس بگیره، فقط خواست هیجانش بیشتر باشه



رفتم از قسمت قفسه باز کتابخونه 2 تا کتاب برداشتم آوردم گذاشتم جلوی مسئولش که وارد حسابم کنه؛ میگه: میخوای ببریشون؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم کتابارو بهت توصیه کنم بخونی، میانگین ساعت مطالعه تو مملکت بره بالا


رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!



زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه پلیس 110 میخوام. بقیش هم آدامس بدین!



لامپ اتاقم سوخته، بابام اومده میگه میخوای عوضش کنی؟؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام بهش پماد سوختگی بمالم خوب شه



رفتیم جلو دانشکده رو چمن نشستیم یکم درس بخونیم قبل امتحان. باغبون دانشگاه اومده میگه میخوام فواره ها رو باز کنم، پا میشید؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میشینیم قبل جلسه یه دوش آب سرد بگیریم، حال بیایم


تو مترو همه رو سر هم سوار شدن خانومِ اومده میگه اون وسط جا نیست؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ جا هست ما مثِ مارمولک چسبیدیم به شیشه یِ در!!



رفتیم تو اتوبان. ترافیک زیادی بود. دوستم میگه احسان، ترافیکه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه اینکه احساسه غریبی بهمون دست نده، ماشینا چسبیدن به ما



پام رفته تو چاله وسط خیابون با مغز پهن شدم رو زمین اومدن دورمو گرفتن میگن خوردی زمین؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ! دارم سجده شکر به جا میارم


میرم نونوایی میگم حاجی بش دانا بربری خاشخاشلری ور. میگه سن ترک سن؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ لرم آپگرید شدم


یارو زنگ زده خونه ما میگه اداره ثبت احوال؟ میگم نخیر. میگه ااااا اشتباه گرفتم؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ شما درست گرفتی من اشتباه ورداشتم !


رفتم پرنده فروشی میگم آقا قناری‌های نر و مادتون کدومان ؟ میگه میخوای بخری ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ مامور منکراتم اومدم ببینم قفسشون یه وقت مختلط نباشه



داریم راز بقا میبینیم ... پرنده داره تخم میذاره ... دوستم میگه تخم گذاشت؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ جیش کرد به صورت بسته بندی شده !


با دوستم رفتیم بام تهران. یه یارو تو بانجی جامپینگ داشت بالا پایین میرفت ... دوستم میگه اگه این کش پاره بشه می خوره زمین داغون می شه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوره زمین هوا میره نمی دونی تا کجا میره ...



به دوستم میگم یه ذره حجابتو درست کن ... میگیرن ! میگه کی ؟ پلیسا ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دست اندرکاران شبکه فشن تی وی !



توی فرودگاه با دوستم داریم از قسمت بازرسی رد میشیم. یه دفعه صدای بوق بلند شده ... دوستم میگه یعنی من یه چیز فلزی همرامه ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ چون از بچگی بهت میگفتن شونبول طلا الان این داره بوق میزنه !


داشتم یه گربه رو تو سبد می بردم صدای میو میوش کل خیابون رو برداشته بود ... دختره میگه گربس؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ نهنگه اختلال ژنیتیکی پیدا کرده



تو تاکسی نشستم. میگم آقا پیاده میشم ... میگه نگه دارم ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ چه کاریه ! ... خودمو پرت میکنم بیرون. دیگه بالاخره شمام خسته شدی از صبح پشت فرمون !



اومدم برنامه رو ببندم. میگه آر یو شُر یو وانت تو کوییت؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ جاست کیدینگ !


زنگ زدم اورژانس میگم تصادف شده. یارو میپرسه کسی هم صدمه دیده؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ فقط زنگ زدم بگم همه سالمند که از نگرانی درتون بیارم !


قرص پشه گرفتم. داداشم میگه باید بزارم تو دستگاه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ صبح، ظهر، شب با یه لیوان آب بده به پشه‌ها سر یک ماه حالشون خوب میشه !


رفتم به همسایه مون می گم تخم مرغ داری؟ میگه می خوای غذا درست کنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسی داره


رفتم دندونپزشکی به دکتره میگم آقای دکتر این دندون عقلم کج دراومده. اومدم حسابشو برسی! دکتره میگه یعنی میگی بکشمش؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ گفتم دکتری ... یکم نصیحتش کنی بلکه به راه راست هدایت شه



رفتم سوپر مارکت میگم یه نوشابه بزرگ بده. میگه یعنی خانوادگی باشه ؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ مجردم بود اشکالی نداره. فقط محجوب باشه و اهل نماز و روزه


قورمه سبزی آوردند سر میز، دوستم می پرسه قرمه سبزیه؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ کوکو سبزیه آبشو زیاد کردن کم نیاد


توی اخبار بانوان با مربی بدمینتون بانوان مصاحبه می کرد می گفت امسال مقامی هم آوردین؟ جواب داد اگه منظورتون اول تا سومه نه!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ منظورش مقام هفتاد و چهارمه که از هفتاد و پنج کشور کسب کردین!


می گم فن رو چرا روی cpu نذاشتی، می سوزه ها. می گه یعنی باید بذارم ؟

می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ پنکه سقفی بذار، کلاسش بیشتره ...


می گم آدرس خیابون قائم مقام فراهانی،میدان شعاع. می گه یعنی تا قائم مقام باید برم ؟

می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ، تا امیر کبیر برو سلام برسون بهشون


صبح پا شدم رفتم سایپا میگم خانم یه پیش فاکتور 132 میخوام میگه پراید؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ بوگاتی وِیرون مدل 132 تحت لیسانس سایپا!!!


رفتم سر تمرین ریل مادرید از کاکا عکس و امضا گرفتم به عمّم نشون میدم میگه ااا رفتی امروز سر کمپشون؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خود کاکا تو اتاقم طی الارض کرد تا باهام عکس بندازه و امضا بده



پایان نامم تموم شده زنگ زدم به استاد میگه میخوای دفاع کنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام حمله کنم


به داداشم میگم برو عصای آقاجون رو بیار؛ میگه آقاجون میخواد بره مگه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ؛ میخواد به اذن پروردگار عصا رو تبدیل به اژدها کنه


تو بانک واسه یه پیرزنه داشتم فیش پر میکردم ازش میپرسم شماره تلفن می گه می خای تو فیش بنویسی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهات شبا با هم تلفنی صحبت داشته باشم



از خواب بیدار شدم بابام اومده میگه بیدار شدی ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ خوابم خودمو زدم به بیداری !

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 8:38  توسط امین معبادی  | 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 10:4  توسط امین معبادی  | 


به دوستم میگم دارم واسه چند روز میرم آبادان. میگه واسه کار داری میری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه دماسنج خریدم دارم میرم تو دمای بالای 50 درجه تستش کنم


رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!!!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سه راه آذری، دربست



نصفه شب یکی از بالا درمون پرید تو حیاط داداشم گفت علی دزده؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ "زوروِ " داره از دست گروهبان گارسیا در میره



پسره اومده خواستگاریم میگم من الان می خوام درس بخونم می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ 10 دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه



یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین. دوستم میگه : معتاده؟!

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه



کارتمو دادم به بلیط فروش مترو میگه شارژش کنم؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم از شارژ خورشیدی استفاده می کنم



بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخایم همین جوری ولش کنیم اسمش بشه نیـــــو فولدر



دارم با تلفن حرف میزنم. بابام میگه دوستت بود؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ژاک شیراک بود در مورد مناقشات اخیر خاورمیانه نظرمو میخواست



تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم از شاگردت تایپ یاد بگیرم



پسر همسایمون تو پارک داشت بریک دنس می کرد یکی اومده بعد نیم ساعت تماشا میگه ایشون داره میرقصه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ شربت خاکشیر خورده می خواد ته نشین نشه



با ماشین افتادیم ته دره یارو میگه زنگ بزنم آمبولانس بیاد؟

میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش میکنیم



صدای خروپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت می‌کنه؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ جنس صداتو دوست دارم می‌خواستم بت بگم سعی‌ کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی‌!



تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه 1 نفر؟!

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ 2 نفر حساب کن خورزوخان هم هست



حالا از تاکسی پیدا شدم به راننده نیگا میکنم، میگه باقی پولتو میخوای؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام یه دل سیر نیگات کنم که میری دلتنگت نشم!



داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده، خوردم زمین میگه کمک می‌خوای؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت می‌کنم



تو حیاط دانشگاه تو انگلیس دارم با دوستم فارسی حرف میزنم، یارو اومده میگه خانوم شما ایرانی هستین؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ انگلیسی هستیم فارسی یاد گرفتیم بتونیم شماعی زاده گوش بدیم!



آهنگ اندی تو ماشین گذاشتیم دوستم میگه اندیه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ داریوشه، داره خودشه لوس میکنه یه کم تا دور همیم بخندیم



دختره "با کلی عشوه و ناز" میگه کلی پسر با تک تک نفس های من مردن !

پسره با اعتماد نفس میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواستی نمیرن ازون بوی بد دهنت



تو پارک رفتم دستشویی اومدم بیرون یکی جلومو گرفته! میگم پولیه؟

مبگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ من اینجا نشستم پشه ها نیان تو حین کار براتون مزاحمت ایجاد کنند



از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن، طرف میگه بفرستم واستون؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ آپلود کن، لینکش رو بده، دانلود میکنم



میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟

سرخ پوسته گفت پـَـَـ نــه پـَـَــــ ژاپنه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم



رفتم داروخونه، میگم باند دارین؟ میگه باند پانسمان؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ باند فرودگاه ! میخوام فرود بیام !

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 9:49  توسط امین معبادی  | 

آیا افسرده اید؟ آیا دائم ناراحتید؟

 

 

افسردگی یكی از شایع ترین مشكلات بهداشت روان است. بنابر اعلام سازمان جهانی بهداشتی در سال 2002 افسردگی از نظر باری كه به جامعه تحمیل می كند، چهارمین رتبه را در بین بیماری ها داراست و شایع ترین علت ناتوانی محسوب می شود. در كشور ما نیز جزو 7 علت اول بار بیماری و ناتوانی در سنین مختلف به شمار می رود

هنگامی كه فردی دچار افسردگی باشد سطح انرژی در او كمتر از حد معمول است و اشتیاق و اشتها برای بسیاری از چیزها از جمله غذا در او از بین می رود و در نتیجه تغذیه فرد دچار اختلال می شود.
كاهش یا افزایش وزن ناخواسته و جذب ناكافی ویتامین ها و مواد معدنی غالبا با افسردگی ارتباط دارد. افرادی كه بیشتر در معرض این خطرات هستند افراد مسنی هستند كه تنها زندگی می كنند و یا كسی كه آنها را تشویق به خوردن مواد غذایی مناسب و كافی كند را ندارند.

برخی از مهم ترین علل تغذیه ای اثرگذار بر افسردگی
- كمبود برخی مواد مغذی:
كمبود برخی از مواد مغذی در رژیم غذایی فرد می تواند سبب ایجاد افسردگی شود یا حالت افسردگی فرد را تشدید كند. این مواد مفید عبارتند از:

 
- اسیدهای چرب امگا 3: كمبود این مواد در رژیم غذایی می تواند فرد را مستعد افسردگی كند. منابع غذایی این اسید چرب شامل غذاهای دریایی به ویژه ماهی های چرب، تخم مرغ های غنی شده با امگا 3، روغن كانولا، روغن بذر كتان، گردو، سویا و سبزیجات برگ سبز هستند. بر همین اساس توصیه كلی این است كه تمام بزرگسالان حداقل دو بار در هفته ماهی مصرف كنند.

- اسید فولیك:
سطح اسید فولیك در خون برخی از افراد مبتلا به افسردگی پایین است. جگر، قارچ و سبزی های برگ سبز (به ویژه اسفناج و كلم بروكلی)، گوشت گاو كم چربی، سیب زمینی، نان گندم كامل، آب پرتقال و لوبیا از منابع اسید فولیك هستند.

 
- ویتامین B12: سطوح بالاتر این ویتامین در خون افراد افسرده سبب می شود كه این افراد به درمان پاسخ بهتری بدهند. منابع غذایی ویتامینB12 شامل جگر، شیر، تخم مرغ، ماهی و گوشت هستند.

 
- روی: این عنصر نقش مهمی در عملكرد سیستم عصبی دارد. تعادل این عنصر در بدن در پیشگیری و درمان افسردگی موثر است. گوشت، مرغ، ماهی، شیر و فرآورده های آن، جگر، غلات كامل، لوبیا و مغزها از منابع روی هستند.

 
- آهن: كمبود آهن می تواند سبب بی حوصلگی شود و مكمل یاری با آهن باعث بهبود خلق می شود. این ماده مغذی در جگر بیش از سایر منابع غذایی و سپس در غذاهای دریایی، گوشت بدون چربی، گوشت پرندگان، زرده تخم مرغ، میوه های خشك، غلات كامل و نان غنی شده وجود دارد. آهن موجود در منابع گیاهی مانند حبوبات و برخی سبزی های سبز رنگ به مقدار كمتری جذب می شود.

 
- ویتامینB6: مصرف این ویتامین در درمان و پیشگیری از افسردگی مؤثر است. این ویتامین به طور گسترده در غذاها وجود دارد. گوشت، غلات كامل به خصوص گندم، سبزی ها و مغزها حاوی این ویتامین هستند.

 
- ویتامینE: این ویتامین به علت اثرات آنتی اكسیدانی زیادی كه دارد می تواند در درمان و پیشگیری از افسردگی مؤثر باشد. از آنجایی كه این ویتامین توسط گیاهان ساخته می شود، روغن های گیاهی بهترین منابع آن هستند. میزان ویتامینE در روغن آفتابگردان، كلزا، ذرت، زیتون و مغزها به ویژه بادام زیاد است. باید توجه داشت كه سرخ كردن در حرارت بالا باعث تخریب این ویتامین می شود.

 
- ویتامینC: غلظت این ویتامین در مغز زیاد است و به نظر می رسد در تنظیم فعالیت های عصبی نقش داشته باشد. به علاوه این ویتامین دارای خواص آنتی اكسیدانی است. سبزی ها و میوه ها به ویژه مركبات بهترین منبع آن هستند. ویتامینC بسیار حساس است مقداری از آن در زمان پخت از دست می رود حتی در یخچال نیز بعد از 24ساعت 45درصد این ویتامین كاهش می یابد.

 
- منیزیم: سطح منیزیم در بدن افراد مبتلا به افسردگی كمتر از افراد سالم است. به نظر می رسد كه دریافت منیزیم در كاهش افسردگی مؤثر است. دانه ها، مغزها، حبوبات، سبزی های برگ سبز تیره مانند منیزیم منابع خوب این ماده مغذی هستند. شیر نیز در صورتی كه به مقدار كافی مصرف شود، یكی از منابع منیزیم محسوب می شود.

- سلنیم:
كمبود این ماده می تواند با افسردگی مرتبط باشد. میزان سلنیم غذا بستگی به محتوای آب و خاك هر منطقه دارد. غذاهای دریایی، جگر، گوشت قرمز و ماكیان منابع عمده این ماده هستند.

 
- تریپتوفان: یك اسیدآمینه ضروری است كه بدن قادر به ساختن آن نیست. این ماده پیش ساز سروتونین است. سروتونین اثرات ضدافسردگی دارد. هنگامی كه سروتونین در مغز فعال است، احساس «خوب بودن» در فرد تقویت می شود. به نظر می رسد برخی از افرادی كه دچار افسردگی هستند، دارای كمبود سروتونین هستند. این ماده مغذی در گوشت مرغ و گاو، مغزها، ماهی، شیر، تخم مرغ، پنیر و برخی سبزی ها به میزان زیاد موجود است. مصرف مواد حاوی كربوهیدرات، ورود تریپتوفان را به مغز افزایش می دهد. مواد غذایی حاوی كربوهیدرات شامل غلات، حبوبات، سبزی های نشاسته ای مانند سیب زمینی، لبنیات و میوه ها هستند.

 
الگوی غذایی
مصرف بیشتر سبزی، میوه، مغزها، حبوبات و غلات كامل (سبوس دار)، روغن زیتون، دانه های خوراكی، ماهی و لبنیات كم چرب در مقایسه با مصرف گوشت قرمز پرچرب، لبنیات پرچرب، كره و روغن های حیوانی، الگوی غذایی مناسب تری برای پیشگیری و درمان افسردگی هستند.

 
چاقی
افراد چاق به علل مختلف بیشتر به افسردگی مبتلا می شوند. از سوی دیگر افسردگی نیز می تواند فرد را مستعد چاقی كند. بنابراین در افراد افسرده باید مراقب چاقی بود و افراد چاق را تشویق به داشتن فعالیت بدنی و كاهش مصرف مواد پركالری كرد.

 
برخی مواد غذایی
- چای سبز: شیوع افسردگی در افرادی كه به طور مرتب چای سبز مصرف می كنند كمتر است.

- ماهی: شیوع افسردگی در كشورهایی كه مصرف سرانه ماهی در آنها بالاست، كمتر است.

- روغن زیتون: این روغن دارای ماده مؤثری است كه اثرات ضدافسردگی دارد.
 
- چربی های ضروری: یكی از روش های كمك به روحیه افراد، خوردن چربی به مقدار كافی و نه زیاد است. برای این منظور باید انواع درست و مناسبی از چربی ها را انتخاب كرد. وجود چربی های اشباع نشده (غیرجامد) در رژیم غذایی هر فرد ضرورت دارد.

 
- قهوه و مواد دیگر حاوی كافئین: افرادی كه دچار افسردگی هستند، معمولاً از كافئین برای بالا بردن انرژی خود استفاده می كنند. اما این اقدام می تواند كاملاً اشتباه باشد. كافئین سیستم عصبی را تحریك می كند بنابراین مقدار زیاد آن می تواند مانع استراحت خوب شبانه شود. كافئین از خواب عمیق جلوگیری می كند. تحریك بیش از حد سیستم عصبی می تواند به طور بالقوه باعث افزایش سطح اضطراب شود. اضطراب و افسردگی معمولاً دست در دست هم حركت می كنند و این امر بهبودی را دشوارتر می كند.
 
پیروی از یك رژیم غذایی سالم، متنوع و متعادل، دریافت مواد مغذی به اندازه كافی و داشتن وزن مناسب در پیشگیری و درمان افسردگی مؤثر است. پیروی از هرم غذایی، راهنمای مناسبی برای انتخاب غذاهای سالم و متنوع است.

منبع :

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 9:30  توسط امین معبادی  | 

بدترین کشورها برای مادران !

 

در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را بزنید
 

10 کشور که اگر در آنها مادر شوید، بدبختید!

در برخی از کشورهای جهان روز مادر متفاوت از روز جهانی مادر جشن گرفته می شود اما در بیشتر کشورهای جهان هفته دوم ماه می بویژه روز یکشنبه است که به عنوان روز جهانی مادر شناخته می شود. به همین مناسبت، سازمان غیر دولتی و بین المللی "کودکان را نجات بدهید" که برای کمک به کودکان نیازمند سرتاسر دنیا از سال 1919 میلادی فعالیت می کند، آماری از بهترین و بدترین مکانهای دنیا برای زندگی مادران تهیه کرده است.

این آمار بر اساس میزان امید به زندگی زنان، میزان مرگ و میر زنان هنگام زایمان، کیفیت اقتصادی و میزان استقلال مالی زنان، میزان مرگ و میر کودکان و شرایط محیط کار زنان تهیه شده اسبهترین مکان دنیا برای زنان و برای تولد کودک، نروژ به خاطر کسب استانداردهای بالا برای سلامتی زنان و کودکان شناخته شده است.

کشورهای شمال اروپا به اضافه آمریکا در لیست 10 کشور برتر دنیا برای زندگی مادران شناخته شده اند اما این لیست بُعد سیاه و ناراحت کننده ای نیز دارد. 10 کشور در ته لیست قرار دارند که مکانهای خطرناکی برای زندگی مادران و کودکان هستند و نسبت مرگ و میر مادران هنگام زایمان به نسبت میانگین جهانی بسیار بالاست و برخی از نوزادان نیز بعد از تولد در سالهای اولیه زندگی به علت نبود بهداشت و فقر گسترده هیچ گاه به بزرگسالی نمی رسند.

ده کشوری که در لیست مذکور به عنوان مکانهای پرخطر با میزان مرگ و میر بالا قرار گرفته اند، نیازمند اقدام فوری و کمک های بین المللی هستند. ممکن است کودکی در این شرایط بزرگ شود و هیچ گاه نیز نمیرد اما تاثیرات عمیق روانی زیستن در مکانهای پرخطر همراه با سوءتغذیه تا آخر عمر همراه فرد باقی می ماند و او نیز به نوبه خود روی کودکانش این تاثیرات مخرب را منتقل می کند.

 


1- افغانستان
 


 

افغانستان بدترین مکان دنیا برای سلامت زنان و کودکان است. میانگین سالهای تحصیل زنان فقط پنج سال است و میانگین عمرشان از 45 سال فراتر نمی رود. تنها 16 درصد زنان از امکانات جلوگیری کننده از بارداری استفاده می کنند و از پنج کودک یکی قبل از رسیدن به سن پنج سالگی می میرد. به طور میانگین هر مادری در افغانستان یکی از کودکان خود را به علت شرایط بد زندگی از دست داده است. میزان دسترسی زنان به امکانات بهداشتی با تسلط بنیادگران افراطی طالبان و القاعده کمتر نیز شد. سازمان ملل احتمال روسپی شدن بسیاری از زنان در این کشور را به علت نداشتن سرپناه مناسب و نیاز شدید اقتصادی بالا ذکر کرده است. میزان دسترسی زنان این کشور به پزشک نیز بویژه در روستاها بسیار پایین است.



2- نیجر


 

 

هر زن نیجری به طور متوسط فقط چهار سال به مدرسه می رود و از هر سه زایمان فقط یکی از آنها توسط پزشک یا ماما صورت می گیرد. نیجر دارای بیشترین نرخ تعداد نوزادان مرده به دنیا آمده است. اخیرا یونیسف در این کشور برنامه های مراقبتی برای تغذیه زنان باردار و رساندن ویتامین لازم به مادر و جنین را اجرا کرده است. هر زن به طور میانگین در نیجر صاحب هفت فرزند میشود که تمامی آنها نیز اغلب از دسترسی به امکانات بهداشتی دور هستند.



3- گینه بیسائو

 


یک نفر از هر سه دختر در گینه بیسائو در این کشور آفریقایی هیچ گاه به مدرسه نمی رود. این کشور یکی از توسعه نیافته ترین و فقیرترین کشورهای دنیا است. تنها 6 درصد از زنان از وسایل جلوگیری کننده از بارداری استفاده می کنند. ازدواج زنان در سنین 13 تا 14 سالگی بسیار معمول است و یک سوم مردان این کشور نیز بیش از یک همسر دارند و اکثر زنان باردار این کشور مجبورند تا هنگام زایمان کار کنند.


4- یمن

 

 

زنان در کشور عربی یمن یکی از پایین ترین نرخ های میزان مشارکت در حیات اقتصادی و اجتماعی را دارند و زنان این کشور به طور میانگین تنها 25 سنت در روز درآمد دارند. در این کشور سن خاصی برای رسیدن به سن ازدواج وجود ندارد و دختران در سن 8 سالگی هم عروس می شوند و مادران قدرتی برای عروس نشدن دخترانشان در سنین پایین ندارند زیرا تمام حقوق مدنی طرفدار مردان و خواسته های آنان است.



5- چاد

 


 

در کشور آفریقایی چاد مادر شدن به معنای بیمار شدن است. تنها 15 درصد از زایمان ها تحت نظر پزشک و در شرایط بهداشتی صورت می گیرد و از هر 14 زن یکی هنگام زایمان می میرد. در سال 2007 میلادی 18 هزار زن باردار مبتلا به ایدز و 19 هزار کودک با این بیماری بدنیا آمدند. بالاترین احتمال ابتلا کودکان به بیماری ایدز در این کشور از هر کشوری دیگری در دنیا بالاتر است.

 


6- جمهوری دموکراتیک کنگو

 


 
در کشور آفریقایی جمهوری دموکراتیک کنگو بیشترین میزان تجاوز جنسی به زنان صورت می گیرد. تنها در فاصله سالهای 1998 تا 2004 میلادی حدود 40 هزار مورد تجاوز جنسی به زنان گزارش شده است و با توجه به ممنوعیت سقط جنین در این کشور تعداد کودکان بدون والد پدر بسیار بالاست و این کودکان و مادرانشان به خاطر جرم انجام نداده، مورد تبعیض های شدید اجتماعی هستند.



7- اریتره


 

 

در کشور آفریقایی اریتره خشونت علیه زنان بویژه خشونت جنسی امری رایج و طبیعی است. بسیاری از زنان از دسترسی به دادگاه ها برای شکایت محرومند و زنانی که در اثر تجاوز شبه نظامیان و مردان متجاوز بچه دار شوند از حق زندگی اجتماعی و فعالیت در محیط اجتماعی محروم می شوند و باید خانه نشین شوند. سازمان ملل متحد وضعیت زنان را در این کشور فقیر وخیم گزارش کرده است.




8- مالی

 

 

بر اساس آمارهای سازمان جهانی بهداشت 85 درصد زنان بین 15 تا 49 سال به نوعی از قطع عضو رنج می برند. میانگین عمر زنان از 50 سال فراتر نمی رود و 70 درصد کودکان مالی زیر پنج سال از سوءتغذیه شدید رنج می برند. اخیرا دولت این کشور با حمایت سازمان های بین المللی زنان را تشویق کرده تا در دوران بارداری از حمایت های پزشکی برخوردار شوند.

 


9- سودان

 


 

در سودان همه چیز برای زندگی بد است. تنها 42 درصد از جمعیت به آب پاکیزه دسترسی دارند و اوضاع بویژه در جنوب سودان نیز از این بدتر است. میزان مرگ و میر نوزادان بسیار بالاست و تنها پنج درصد از زایمان ها تحت نظر پزشک و ماما انجام می شود و وضعیت زندگی بویژه زندگی زنان بحرانی گزارش شده است.


 


10- آفریقای مرکزی

 

 
طول عمر متوسط زنان در جمهوری آفریقای مرکزی تنها 49 سال است و به طور میانگین زنان در این کشور تنها پنج سال به مدرسه می روند. سازمان عفو بین الملل گزارشهای بسیاری از موارد تجاوز به زنان در طول جنگ داخلی بین سالهای 2002 تا 2003 گزارش کرده است. 42 درصد دختران بین 15 تا 19 سال ازدواج کرده اند یا طلاق گرفته اند و یا بیوه شده اند. زنان حقوق بسیار کمی برای کفالت فرزندان و شکایت علیه خشونت های خانگی دارند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 16:58  توسط امین معبادی  | 

پرنده بر شانه های انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت : اما من درخت نیستم، تو نمی توانی روی شانه من آشیانه بسازی.
پرنده گفت: من فرق درخت ها و آدمها را خوب می دانم اما گاهی پرنده ها و آدمها را اشتباه می گیرم. انسان خندید و به نظرش این خنده دارترین اشتباه ممکن بود.
پرنده گفت: راستی چرا پر زدن را کنار گذاشتی؟ انسان منظور پرنده را نفهمید اما باز هم خندید.
پرنده گفت : نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است. انسان دیگر نخندید. انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد، چیزی که نمی دانست چیست. شاید یک آبی دور، یک اوج دوست داشتنی.
پرنده گفت: غیر از تو پرنده های دیگری را نیز می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است. درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است، اما اگر تمرین نکند فراموش می شود. پرنده این را گفت و پر زد.
انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اینکه چشمش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد.
آنوقت خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت : "یادت می آید ؟ تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود. اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم بالهایت را کجا جا گذاشتی؟ "
انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد. آنوقت رو به خدا کرد و گریست! . . .

عرفان نظرآهاری

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 7:45  توسط امین معبادی  | 

یه روز تو تاکسی نشسته بودم که یه معتاد با سیگارش اومد تو ماشین جلو نشست
خانمی که عقب کنار من نشسته بود بعد از چند لحظه با ناراحتی گفت:
آقا اون سیگاری که میکشی 30درصدش به تو میرسه، 70درصدش به ما !
معتاده هم باهمون صدای خسته ، سیگارش رو از گوشه ی دهنش در اورد و گفت:
بیا خواهرم،بیا،توبکش تا 70درصدش به من برسه 30درصدشم به تو

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 18:22  توسط امین معبادی  | 

زن خوب !

مردي كت و شلواري با كراواتي زيبا ، قصد طلاق دادن زنش رو داشت.
دوستش علت رو جويا شد و مرد پاسخ داد: اين زن از روز اول هميشه مي خواست من رو عوض كنه.
منو وادار كرد سيگار و مشروب رو ترك كنم ... طرز پوشيدن لباسم رو عوض كرد ، و كاري كرد تا ديگه قماربازي نكنم، و همچنين در سهام سرمايه ‌گذاري كنم و حتي منو عادت داده كه به موسيقي كلاسيك گوش كنم و لذت ببرم و الان هر هفته جمعه ها هم با دوستانم كه همه آدمهاي سرشناسي هستند ميرم بازي گلف !
دوستش با تعجب گفت: ولي اينايي كه مي‌گي چيز بدي نيستند !!!!
مرد گفت: خب اين رو مي دونم ولي حالا حس مي‌كنم كه ديگه اين زن در شان من نيست!

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 0:12  توسط امین معبادی  | 

انواع مدلهای خوابیدن: معایب و مزایا



فکر می‌کنید درطول شب اصلاً از جایتان تکان نمی‌خورید؟ اشتباه می‌کنید. بااینکه بیشتر زمان خواب را در وضعیتی به سر می‌برید که موقعی که خوابتان می‌برد هستید، اما حتی آنهایی که وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوند می‌بینند رختخوابشان همانطور دست‌نخورده مانده هم حداقل هر ساعت دو تا چهار مرتبه تکان می‌خورند و این یعنی هر شب تقریباً 20 مرتبه در جایشان جابه‌جا می‌شوند. این مسئله کاملاً طبیعی است و با وجود این تکان خوردن‌ها باز هم وارد خواب عمیق خواهید شد.

مدل خوابیدن مورد‌علاقه شما ممکن است موجب کمر درد، گردن درد، دل‌درد و حتی ایجاد چروک زودرس روی پوستتان شود. دوست دارید بدانید که بهترین و سلامت‌ترین مدل خوابیدن چیست؟ پس مقاله را کامل بخوانید!

بهترین مدل: خوابیدن به پشت

خوب است برای: از گردن‌درد و کمردرد جلوگیری می‌کند، رفلاکس اسید معده را کاهش می‌دهد، ایجاد چروک روی پوست را به حداقل می‌رساند و باعث سفت و خوش‌فرم ماندن سینه‌ها می‌شود.

بد است برای: خُروپف کردن

توضیحات: خوابیدن به پشت این امکان را برای سر، گردن و ستون‌ فقراتتان فراهم می‌کند که وضعیتی خنثی داشته باشد. در این حالت خوابیدن هیچ انحنای اضافی روی کمر و پشتتان ایجاد نمی‌شود. این مدل خوابیدن برای جلوگیری از رفلکس اسید‌معده هم بسیار مناسب است. وقتی سر بالاتر از بدن قرار می‌گیرد، معده پایین‌تر از مری قرار خواهد گرفت و درنتیجه اسیدمعده یا موادغذایی نمی‌توانند به سمت بالا برگردند.

خوابیدن به پشت همچنین به بروز چروک روی پوست هم کمک می‌کند زیرا هیچ فشاری به صورتتان وارد نمی‌شود. و چون وزن سینه‌هایتان کاملاً روی بدن می‌افتد از شل شدن سینه‌ها جلوگیری می‌شود.

نکته: یادتان باشد که وقتی به پشت می‌خوابید احتمال خروپف کردن بیشتر از سایر حالات است.

بهترین حالت بالش: یک بالش پفی. هدف این است که سر و گردن بدون اینکه سر را خیلی بالاتر از بدن نگه دارد، تکیه‌گاه داشته باشد.

مدل دوم: خوابیدن به پهلو

خوب است برای: جلوگیری از درد گردن و پشت، کاهش رفلکس اسید معده، خروپف نکردن، مدل خوابیدن مخصوص دوران بارداری

بد است برای: پوست و سینه

توضیحات: خوابیدن به پهلو برای سلامت عمومی بدن بسیار خوب است، خروپف کردن را کاهش می‌دهد و ستون ‌فقرات را در حالت کشش نگه می‌دارد. اگر از رفلکس اسیدمعده رنج می‌برید، بعد از خوابیدن به پشت این بهترین مدل خوابیدن برای شماست. اما خوابیدن به پهلو موجب چروک آوردن پوستتان می‌شود. دلیل آن هم مالیده شدن یک طرف صورت به بالش است.

این مدل خوابیدن باعث شل و آویزان شدن سینه‌ها هم می‌شود چون سینه‌ها به سمت پایین آویزان می‌مانند.

نکته: اگر باردار هستید، بهتر است به پهلوی چپ خود بخوابید. این مدل خوابیدن برای گردش خونتان بهتر است.

بهترین حالت بالش: یک بالش ضخیم. باید بتوانید فضای بالای شانه‌هایتان را پر کنید تا سرو گردنتان در حالت خنثی تکیه‌گاه داشته باشند.

مدل خوابیدنی که چندان ایدآل نیست: خوابیدن جنینی

خوب است برای: خروپف کردن کمتر، خوابیدن در دوران بارداری

بد است برای: جلوگیری از درد گردن و پشت، کاهش چین و چروک پوست، سفت نگه داشن سینه ها

توضیحات: وقتی موقع خوابیدن زانوهایتان را به سمت شکمتان بکشید و چانه‌تان را هم به سینه‌تان بچسبانید، صبح که از خواب بیدار شوید اصلاً احساس خوبی نخواهید داشت، مخصوصاً اگر آرتروز پشت یا مفصل داشته باشید.

این وضعیت خمیده از تنفس دیافراگمی جلوگیری می‌کند و اگر بخواهید هر شب در این وضعیت بخوابید، ممکن است دچار چین و چروک پوستی زورس و شل شدگی سینه‌ها شوید.

نکته: سعی کنید بدنتان را کمی بازتر کنید و کاملاً خمیده نکنید.

بهترین حالت بالش: فقط بالش‌های سفت و پُر

بدترین حالت خوابیدن: خوابیدن روی شکم

خوب است برای: تسهیل خروپف

بد است برای: جلوگیری از درد کمر و گردن، کاهش چروک افتادن پوست، حفظ سفتی سینه‌ها

توضیحات: خوابیدن روی شکم حفظ یک وضعیت خنثی برای ستون ‌فقرات را دشوار می‌کند. این مدل خوابیدن روی مفاصل و عضلاتتان فشار می‌آورد و این مسئله موجب آسیب زدن به عصب‌هایتان شده و ایجاد درد و کرختی می‌کند.

در این حالت مجبور خواهید بد سرتان را چند ساعت یکبار به یکطرف بدهید. شاید فردا که از خواب بیدار شدید حس بدی نداشته باشید اما دیر یا زود در بدنتان ایجاد درد می‌کند.

نکته: خروپف می‌کنید؟ شاید خوابیدن روی شکم برای شما خوب باشد. این مدل خوابیدن باعث می‌شود مجاری هوایی بالاییتان بازتر بمانند. پس اگر خروپف می‌کنید و کمر یا گردن درد ندارید، بد نیست که روی شکم بخوابید.

بهترین حالت بالش: فقط یک بالش (نازک) یا اصلاً بالش زیر سرتان نگذارید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 9:9  توسط امین معبادی  | 

مهر: شما احساسات خود را به شدت کنترل می‌کنید که مبادا حرکت یا گفتار احساساتی از شما سر نزند اما در اشتباه به سر می‌برید زیرا هیجاناتی که آنها را سرگوب می‌کنید، می‌توانند باعث شاد شدن هر چه بیشتر شما می‌شوند. احتیاج به انجام هیچ کاری نیست تنها اجازه دهید احساسات واقعیتان ابراز شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 9:4  توسط امین معبادی  | 

ديگه شکر نخورید !!! shame on you

 

 

بدن انسان سالم از هر جواهری گرانبها تر است- تسونگ کاپا

 

۱- شکر سیستم ایمنی بدن را از کار می اندازد. پس از هر بار مصرف محصولات شکردار، گلبولهای سفید بدن (نوتروفیلها) از کار می افتند و تا ۲ الی ۵ ساعت بدن کاملا آماده آلوده شدن به هر نوع ویروس یا باکتری خواهد بود. طبق تحقیقات پس از هر بار خوردن چیزی شیرین سیستم ایمنی بدن تا ۷۵٪ کارایی خود را از دست می دهد و این دقیقا بهترین زمان برای فعال شدن میکروبها و ویروسها است.

۲-
شکر تعادل مواد معدنی بدن را بر هم می ریزد. چرا ؟ شکر ماده ای است فاقد ویتامین- فاقد مواد معدنی و فاقد فیبر. شکر ماده ای زائد است که بدن انسان قادر به هضم و جذب آن نیست از این رو برای اینکه ساختار ملکولی شکر شکسته شود بدن مجبور است از مواد معدنی محلول در بدن مصرف کند تا بتواند شکر را هضم کند . در نتیجه تعادل عناصر معدنی مثل کلسیم- منیزیوم - پتاسیم - سدیم و... را بر هم می ریزد.

۳-شکر سبب ترشح بیش از اندازه هورمون آدرنالین در بدن می شود. احساس اضطراب بیش از اندازه - آشفتگی و بد خلقی از نتایج آن هستند.

۴-شکر سبب بی حوصلگی است و کسانی که شکر مصرف می کند به هیچ عنوان میلی به ورزش کردن و فعالیت های بدنی ندارند.

۵-شکر در کودکان سبب کاهش هوش و پایین آمدن نمره های درسی است.
 
۶-برخلاف آنچه پزشکان به شما می گویند خوردن چیزهای چرب تری گلیسیرید را بالا نمی برد بلکه این خوردن شکر است که تری گلیسیرید را بالا می برد !
 
۷-شکر باعث ضعف سیستم دفاعی بدن در برابر کلیه بیماریها میگردد.
 
۸-شکر به کلیه ها آسیب می زند. عامل اصلی ایجاد سنگ کلیه مصرف شکر است.
 
۹- عامل اصلی سنگ مثانه مصرف شکر است.
 
۱۰-بر خلاف تصور همگان این شکر است که کلسترول بد خون LDL را به شدت بالا می برد و کلسترول خوب را پایین می آورد و در کل سبب بالا رفتن کلسترول می شود. این روغن حیوانی نیست که کلسترول را بالا می برد.
 
۱۱-شکر مقدار عناصر کروم و مس بدن را کاهش می دهد.
 
۱۲-شکر در جذب شدن کلسیم و منیزیوم اختلال ایجاد می کند. یعنی اگر لیوان شیر خود را با کیک یا شکلات میل می کنید هیچ کلسیمی در استخوانهای شما ذخیره نخواهد شد!
 
۱۳-شکر عامل اصلی سرطان از جمله سرطانهای سینه و پروستات و کلون و رکتوم است.
 
۱۴-شکر مقدار گلوکز خون را بی جهت افزایش می دهد.
 
۱۵-شکر باعث ضعیف شدن بینایی است.
 
۱۶-شکر باعث باریک شدن رگهای خونی و در نهایت سکته می شود.
 
۱۷- شکر باعث ترش کردن معده است. برخلاف تصور عامه که وقتی ترش می کنند چیزی شیرین می خورند تا آن را رفع کند!
 
۱۸- شکر ریسک مبتلا شدن به بیماریهای قلبی را زیاد می کند.
 
۱۹- پیر شدن زود هنگام بدن - سفید شدن موها و چین و چروک پوست به دلیل مصرف خوراکیهای شیرین است نه مصرف گوشت و پروتئین!
 
۲۰-شکر سرعت اعتیاد به الکل و میل به اعتیاد به مواد مخدر را زیاد می کند.
 
۲۱-شکر تنها عامل پوسیده شدن دندانهاست یعنی اگر شکر مصرف نشود کسی به دندانپزشک نیاز نخواهد داشت.
 
۲۲-شکر عامل اصلی چاق شدن است.
 
۲۳- شکر عامل آرتروز مفاصل است. کسانی که آرتروز دارند و مواد شیرین زیاد می خورند روز به روز بدتر می شوند.
 
۲۴-یکی از عوامل اصلی بیماری آسم مصرف شکر است.
 
۲۵-شکر باعث آپاندیسیت می شود.
 
۲۶-شکر عامل اصلی پوکی استخوان است. چگونه؟ شکر ماده ای زائد است که فاقد هر گونه ویتامین یا مواد معدنی است و بدن قادر به هضم و جذب آن نیست. از این رو سلولها مجبور هستند برای شکستن ملکولهای شکر از املاح کلسیم و منیزیوم ذخیره در استخوانها استفاده کنند. هر چه بیشتر چیزهای شیرین مصرف شود کلسیم بیشتری از استخوانها خارج شده و در فرایند هضم شکر مصرف می شود. در نهایت استخوانها بعد از چند سال پوک می شوند. دلیل اصلی خرابی دندانها نیز همین است. کلسیم از دندانها استخراج شده و دندان به مرور پوسیده و خراب می شود. مصرف شیر در این هنگام سودی ندارد مخصوصا اگر همراه کیک و شیرینی باشد.
 
۲۷- شکر آب بذاق دهان را اسیدی می کند که برای دندانها ضرر دارد.
 
۲۸-شکر میزان ترشح هورمون رشد را کم می کند. جوانان کوتاه قد نتیجه مصرف شکر هستند.
 
۲۹- شکر عامل اصلی بالا رفتن فشار خون است.
 
۳۰-شکر ساختار پروتئین ها را به هم می ریزد در نتیجه بدن قادر به جذب آنها نخواهد بود.
 
۳۱- آلرژی به غذاهای گوناگون نتیجه مصرف شکر است.
 
۳۲- ایجاد اگزما در کودکان از عواقب مصرف شکر است.
 
۳۳- آب مروارید بر اثر مصرف شکر به وجود می آید.
 
۳۴- بزرگترین خطر شکر این است که ساختمان DNA را می شکند و آن را تغییر می دهد که در نتیجه سلولها سرطانی می شوند.
 
۳۵-شکر سبب تولید رادیکالهای آزاد در خون و افزایش ریسک سرطان است.
 
۳۶- شکر فعالیت هورمونها را بر هم میزند.
 
۳۷-مصرف شکر انعطاف پذیری ماهیچه ها و اندام بدن را کم می کند به طوریکه با کوچکترین حرکت ورزشی عضلات منقبض می شوند و درد می گیرند.
 
۳۸- شکر سبب افزایش تقسیم سلولهای کبد و سرطان کبد می شود.
 
۳۹-شکر مقدار چربی کبد را زیاد می کند.
 
۴۰- شکر اندازه کلیه ها را بزرگ می کند.
 
۴۱-اختلال در کار پانکراس از اثرات شکر است.
 
۴۲- عامل یبوست و خشکی روده شکر است.
 
۴۳- سردردهای بی موقع و بی دلیل و میگرن بر اثر مصرف چیزهای شیرین است.
 
۴۴-شکر امواج مغزی دلتا- آلفا و تتا را زیاد می کند که در نتیجه این افزایش قدرت تمرکز و تصمیم گیری در انسان از بین می رود.
 
۴۵- عامل اصلی افسردگی شکر است. مردم عامی تصور می کنند با خوردن چیزی شیرین روحیه شان شاد خواهد شد در حالیکه کاملا بر عکس است. شادی حاصل از خوردن شیرینی به خاطر اعتیادی است که به آن دارید و با خوردن آن آرامش می یابید اما در روحیه و امواج مغزی شما اثر متضاد دارد.
 
۴۶- شکر ریسک بسته شدن رگهای خونی را زیاد می کند.
 
۴۷-وحشتناکترین بیماری قرن یعنی آلزایمر که با حواس پرتی های کوچک شروع می شود بر اثر مصرف شکر به وجود می آید. این به آن معناست که تا ۲۵ سال دیگر نیمی از جمعیت میانسال کره زمین آلزایمر خواهند داشت و مرگ زجرآوری در انتظارشان است.


 

غلط کردم، دیگه شکر نمی خورمnail biting

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 8:48  توسط امین معبادی  | 

برخی از مورخان و کارشناسان که اکثرا دهه ی هفتاد به بالا بودند اخیرا کشف کردند دهه ی شصتی ها خوشبخت ترین انسان هایی بودند که بعد از آدم و حوا پا به این کره ی خاکی گذاشتند.

بر اساس این یافته ها دهه ی شصتی ها از تولد تا بعد از وفات 7 خوان را می گذرانند. (البته برخی را گذرانده اند.) خوان هایی که همواره با ناداوری ها از آن سربلند بیرون آمده اند!
 
 
خوان اول: بحران پوشک و شیرخشک
در دهه ی شصت اصطلاحی بین زوج های جوان وجود داشت، آنها می گفتند: «بچه که عمر و نفسه ده تاش کمه، هزارتاش هم بس نیست!»
در همین راستا و همچنین در راستای نبود سینما، پارک و … برای گذراندن وقت در انتهای شب در بیرون از منزل، کانون های خانواده گرم و گرم تر شدند، آنقدر گرم که برخی محققین بر این عقیده هستند که گرم شدن زمین و آب شدن یخ های قطب شمال و جنوب نتیجه ی اقدامات انجام گرفته شده در دهه ی شصت می باشد.

 

 
 
دهه ی شصتی ها بسیار خوش شانس بودند، زیراکه به دلیل افزایش کمّی شان با بحران پوشک مواجه شدند، آن زمان هم مثل الان چینی ها مهربان نبودند که هر چیزی که کم داریم برایمان صادر کنند، در نتیجه به طور متوسط هر دهه ی شصتی هفته ای فقط یکی دو روز پوشک می بست و در باقی ایام هفته در آزادی کامل به سر می برد؛ البته این دهه ی شصتی ها از همان ابتدا نیز جنبه ی آزادی را نداشتند و با اعمالی که بر روی گل های قالی انجام دادند باعث بدنامی فرش های دستبافت ایرانی در سطح بین الملل شدند و کاهش صادرات فرش دستباف در این روزها نتیجه ی اقدامات نادرست دهه ی شصتی ها در آن زمان می باشد!
در کنار این بحران ، بحران شیر خشک هم مزید بر علت بود تا  آنها با دست و پنجه نرم کردن با این بحران ها در کودکی امروز آماده ترین نسل حاضر برای اجرایی شدن طرح هدفمند کردن یارانه ها می باشند!

 

 
 
خوان دوم: مدرسه
دهه ی شصتی ها کلا خوش به حالشان بود، در کلاس های شونصد نفره درس می خواندند، آخرین یافته های علم آمار و احتمال نیز ثابت کرده هر چه تعداد دانش آموزان یک کلاس بیشتر باشد احتمال اینکه معلم از دانش آموزی درس بپرسد کمتر است؛ البته این اصل در مورد دهه ی شصتی ها صدق نمی کرد زیرا تا معلم اسامی بچه ها را می خواند تا حضور و غیاب کند وقت یک ساعت و نیمه ی کلاس تمام می شد.

 

 
 
خوان سوم: دانشگاه
کلاً مسئولان هوای دهه ی شصتی ها را خیلی داشتند، مدام برایشان سدسازی می کردند، یکی از این سدهای سخته شده در آن سال ها «سد کنکور» نام داشت که البته به جای آب پشت آن «داوطلب» جمع می شد؛ مزیت سد کنکور به سدهای دیگر این بود که اصلا سوراخ نمی شد و لازم نبود کسی پتروس بازی دربیاورد و تا یک ماه انگشتش آبسه کند!
دهه ی شصتی ها در پشت این درب روزهای بسیار خوشی را گذراندند و روزها و شب های بسیاری را با «تست های 4 گزینه ای» هم آغوش شدند، و در انتها نیز به جنگ غول کنکور رفتند.
مسئولان در یک اقدام ژرف نگرانه و آینده بینانه از غول کنکور دعوت کردند تا بیاد و با دهه ی شصتی ها به عنوان یک بازی تدارکاتی دست و پنجه نرم کند تا دهه ی شصتی ها آمادگی پیدا کنند در سال ها بعد با غول های بزرگتری همچون غول تورم و بیکاری و مسکن و … مبارزه کنند!

 

 
 
 
 
خوان چهام: کار
دهه ی شصتی ها کم کم از دانشگاه بیرون آمدند، البته خودشان چندان تمایلی به بیرون آمدن از دانشگاه نداشتند اما دهه ی هفتادی ها آنقدر وارد دانشگاه شدند که دیگر در دانشگاه جایی نمانده بود و دهه ی شصتی ها از آنطرف دانشگاه بیرون افتادند!
فرصت های کاری بسیار بالایی برای آنها وجود داشت، از آبیاری گیاهان دریایی و گردگیری میز رایانه گرفته تا آسفالت سابی و متر کردن عرض خیابان ها.

 

 
 
خوان پنجم: ازدواج
همان طور که دهه ی شصتی ها سنشان بالا می رفت ازدواج هم سنش بالا می رفت، در همین راستا اکثر کارشناسان معتقد هستند دلیل بالا رفتن سن ازدواج نه بیکاری است و نه گران بودن مسکن، بلکه تنها دلیل بالا رفتن سن ازدواج، بالا رفتن سن دهه ی شصتی ها می باشد!
 
 
 
خوان ششم: عزرائیل
در همین راستا پیش بینی می شود دهه ی شصتی ها بسیار بسیار زیاد عمر کنند، زیرا همه ی آنها با هم به دنیا آمده اند و در نتیجه همه با هم بزرگ شده اند پس همه تقریبا در یک بازه زمانی فوت خواهند کرد؛ عزرائیل یحتمل در آن زمان که دهه ی شصتی ها به زمان مرگشان برسند آنقدر سرش شلوغ خواهد شد که دیگر بدون وقت قبلی جان کسی را نمی گیرد و در نتیجه دهه شصتی ها چند سالی را در وقت اضافه سپری خواهند کرد.

 

 
 
خوان هفتم: آن دنیا!
بالاخره نمی شود همه چیز به کام دهه ی شصتی ها باشد، یحتمل آنها در آن دنیا با مفهوم کمبود امکانات مواجه خواهند شد، پیش بینی می شود در آن دنیا به همه ی روح های دهه ی شصتی بال نرسد و برخی از روح های دهه ی شصتی نتوانند در آسمان پرواز کنند

 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 8:43  توسط امین معبادی  | 

مهر: شما می‌خواهید کارها و فعالیت‌های تازه‌ای را ﺁغاز نمایید اما برای این کارها جرات و جسارت لازم را ندارید. بهتر است بدانید تمام افرادی که موفق شده‌اند ﺁنها نیز مثل شما روزی جرات شروع و استارت کارهای را نداشتند و با این که می‌دانستند در خلا هستند و از ﺁینده‌شان خبری نداشتند، اما این کارها را ﺁغاز کردند. صحبت‌هایی را که در قلب خود دارید و فقط مختص به شما می‌شوند زیرا این مسائل فوق العاده خصوصی هستند را نباید با اشخاص دیگر در میان بگذارید زیرا به ضرر شما تمام می‌شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 8:32  توسط امین معبادی  | 

شیوه‌های افزایش ارتباط خود با دیگران

۱) صریح وصادق بودن:

سعی کنیم در روابط خود با دیگران صریح وصادق باشیم، در گفته‌های خود صریح وصمیمی باشیم واز هر نوع ابهامی اجتناب کنیم، چون اگر منظور خود را با صراحت بیان نکنیم طرف مقابل ما به اشتباه می‌افتد وبه حدس وگمان متوسل می‌شود واز واقعیت دور می‌گردد.

 

۲) احساسات خود را بیان کردن:

بااحساس خود روراست باشیم، سعی کنیم مشکلات زندگی واحساساتی که داریم، باهمسر وشریک وباطرف مقابل خوددر میان بگذاریم. حتی اگر گمان کنیم که باعث ناراحتی آن‌ها می‌شود اگر می‌خواهیم با طرف مقابل خود ارتباطی معقول ومنطقی بر پایه تفاهم داشته باشیم، بهترین روش روراست بودن است واحساس خود را باوی در میان گذاشتن است. اگر مشکلی را حل نشده باقی بگذاریم ویا موضوعی را که مداقه وگفتگو در باره آن الزامی است به می‌ان نکشیم، مثل این است که دمل چرکین ودردناکی را سرجایش گذاشته وبه حال خود ر‌ها کرده باشیم.

 

۳) زمینه مشترک ونکات مشابه را یافتن:

درجست‌و‌جوی زمینه‌های مشترک باشیم، سعی کنیم در ارتباطمان بیشترین نکات مشترک ومشابه را بیابیم. اهداف ونیاز‌ها ونگرانی‌ها را از نظر او نگاه کنیم وبرای اینکه شرایط طرف مقابل را درک کنیم باید امور او را از دید ونظر او ببینیم وبا پرس وجو، از اموری که نگرانی او باعث شده، متوجه گردیم، همین نکات مشترک زمینه‌های مساعدی هستند که شالوده همدلی ووحدت وتفاهم را برروی آن می‌توان بنا کرد، عبارتی مثل: ( من وتو هردو همین را می‌خواهیم ) را می‌توان بیان نمود.

 

۴) همدلی وهمدردی کردن:

سعی کنیم با شخص احساس مشترک داشته باشیم. شادی وغم خود به حساب آوریم وموقعی که او احساس غم می‌کند ما نیز با او همدرد وهم غم شویم وبالعکس مساعی ما این باشد که سیستم حسی فردارتباط برقرار کنیم.

 

۵) شنونده خوبی بودن:

شنونده خوبی باشیم وگوش کردن را یاد بگیریم. گوش کردن به سخن وکلام دیگری موجب می‌شود تا او در ‌‌نهایت آرامش خیال، به طور واقع، منویات قلبی واحساسات خود را با ما در میان بگذارد وبرایمان احترام قائل شود وآماده شنیدن نظرات ما شود.

 

۶) سیستم روحی افراد را شناختن وتقلید از آن‌ها:

برای این کار باید به دقت به افراد چشم بدوزیم وبه سخنان آن‌ها به دقت گوش فرا دهیم وببینیم غالبا «از چه نوع کلماتی استفاده می‌کنند آنگاه با استفاده از‌‌ همان نوع کلمات، تقلید از لحن صدا، حالات وحرکات چشم‌ها به گونه‌ای با آن‌ها نحوه فکر وعملکرد ذهنیشان مطابق باشد.

 

۷) شخصیت افراد در نظر گرفتن:

باید ببینیم طرف مقابل ما چه شخصیتی دارد، برون گراست یا درون گرا،  برای صمیمیت با درون گرایان باید ببینیم چه ایده‌ها وارزشهای برای آن‌ها اهمیت دارد و آنگاه بکوشیم تا با توجه به چارچوبهای ذهنیشان با آن‌ها رفتار کنیم وصحبت کنیم وبالعکس، برای همدلی با برون گرایان به آن‌ها نشان دهیم که آنچه می‌گویند وعمل می‌کنند با اندیشه ورفتار مردم هماهنگ است.

 

۸) تقویت نمودن عزت نفس:

برای تقویت عزت نفس خودباید با تعمق در ژرفای وجود از دنیای پیچیده درون خود آگاه شویم، به کاستی‌هایمان پی ببریم، جهت گیری‌هایمان را در قبال رویدادهای مردم وشرایط گوناگون بشناسیم وبه فکر اصلاحشان باشیم وبا کمک حرمت نفس وارزشی که برای خودمان قائل هستیم حق انتخابمان چندبرابرمیشود وارتباطمان با دیگران به نحو چشمگیری بهبود می‌یابد.

 

۹) محترم شمردن احساس طرف مقابل:

همواره رفتاری احترام آمیزداشته باشیم واحساس طرف مقابلمان رامحترم بشماریم، کوچک کردن همدیگر، به خصوص درحضور دیگران درمناسبات وروابط ، اثرتخریبی دارد، رفتار توام باظرافت وملایمت نه فقط شامل رفتار مودبانه می‌شود، بلکه صفا وصداقت واقعی واعتمادکامل نیز در بردارد.

 

۱۰) سکوت نمودن:

سکوت پیامی اعجاز گر در امر ارتباط است ویکی از جنبه‌های مهم ارتباط است ، مشروط بر اینکه حاوی پیامی باشد، سکوت می‌تواند در مناسبات انسان عشق ورضایت وخشنودی وتفاهم دوگانه واحساس‌ها را منتقل سازد.

 

۱۱- عدم افراط در موعظه:

منظورمان را به صورت سخنرانی ونصیحت خشک تو خالی بیان نکنیم. موعظه می‌ تواند جنبه افراطی ومخرب درروابط داشته باشدومابایدسعی کنیم حداعتدال رانگاه داریم وبرای سخنانمان ارزش قائل شویم وجایی که ازمانظرمی خواهند،  نظر بدهیم.

 

۱۲- وقت وموفقیت‌شناس بودن:

یادبگیریم که چه وقت شوخی وچه وقت جدی باشی، هیچگاه طرف مقابلمان رادست نیدازیم، ازگفتن جملات وکلماتی که باراخلاقی وفرهنگی مناسبی ندارنددربیان منظورمان، خوداری نماییم، شوخی کردن بایدباتوجه به موقعیت وزمان خاصی باشد.

 

۱۳- مخالفت نمودن به شیوه مناسب:

یاد بگیریم که چگونه بدون بحث وجدلهای مخرب، مخالفت خود را نشان دهیم،  جرو بحث‌ها غالبا» بابلند کردن صدا، دادوفریاد، خشم وغضب، همراه است.  بحث وجدل‌ها تا حدود زیادی تحت تاثیر گرایشات وخلق وخوی افراد درگیر مباحثه قرار می‌گیرد. اکثریت مردم فاقد روحیه خود پسندانه افراطی هستند،  به این علت با تسلطی که بر نفس خود دارند می‌توانند از درگیری واهانت خود داری کنند. کسی که می‌خواهد شمارا خشمگین کندتاازکوره در برویدبهترین راه مقابله باآن برگزیدن روشن سازنده به جای عکس العمل وروش مخرب ومنفی است که اوبه آن توسل جسته است.

 

۱۴) یکی بودن قول وعمل:

سعی کنیم قول وعملمان یکی باشد. هنگامی که خودمان برای گفته‌های خود ارزش قایل نیستیم، چه انتظاری می‌توان داشت که دیگران قول‌ها وسخنان ما را محترم بشمارند. هنگامی که ما قول می‌دهیم کاری را انجام دهیم سعی کنیم آن را به مرحله عمل برسانیم واگر ناتوان در انجام آن هستیم هرگز خود مکلف به وعده‌ای که از عهده آن بر نمی‌آییم، نکنیم روراست وصادقانه بگوییم نمی‌ توانیم.

پس برای اینکه دیگران را به خوبی درک کنیم باید بتوانیم اطلاعات را به خوبی از آن‌ها کسب کنیم واین امر منوط به توانایی ما در دقیق گوش کردن، دقت نظر، همدلی، طرح سئوالات مفید وسودمند واحترام متقابل است.  احترام با سیستم حسی فرد دیگر، مشاهده همه چیز از نگاه او وسر در آوردن از نیاز‌ها وعلایقش به ما کمک می‌کند که اطلاعات را به نحوی دریافت کنیم که به سهولت قایل فهم وهضم باشد.

دو عامل اساسی ارتباط،‌‌ همان درک شدن ودرک کردن است. زندگی یک مسابقه صرف نیست، می‌توانیدبا اشخاص به گونه‌ای رفتار کنید که هرکس خودرا یک برنده در نظر بگیرد واحساس پیروزی کند.  شرایط پیروز شدن یکی وباختن دیگری هرگز به نفع کل نیست. همگام شدن نه تن‌ها روی دیگران، بلکه روی ما نیز تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر جای می‌گذارد . وقتی با دیگران همگام می‌شویم در واقع به دورن آن‌ها می‌رویم ودر ذهن آنهاجا می‌گیریم ودر ارتباطمان باید سعیمان در افزایش وارتفاء بیش ازبیش این رفتارهاباشدودرنتیجه تجربه‌ای از آن‌ها پیدا کنیم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 8:20  توسط امین معبادی  | 

گاهی به زندگی غمبار عروسان خردسال افغان

 

در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را بزنید
 

اجبار کودکان برای ازدواج در سنین خردسالی در حالی که کودک در حال کسب تجربه های ارتباط با محیط پیرامون و کسب مهارت های زندگی هستند و هنوز قادر به تجزیه و تحلیل قواعد پیچیده زندگی زناشویی و چگونگی برخورد مناسب با زوج خود در شرایط مختلف زندگی نیستند، تبعیض و ظلم بزرگی به دخترانی است که تجربه زندگی مشترک شان برای همیشه در هاله ای از ترس و تبعیض خواهد بود.

 
به گزارش دادنا، از بین مسائل مختلفی نظیر سوء تغذیه، کمبود شیر مادر، بی سرپرستی، بی هویتی فرزندان خارج از ازدواج رسمی، فقدان خدمات بهداشتی و درمانی لازم، فقر آموزشی، بیسوادی، بهره کشی جسمی و جنسی و دهها مورد دیگر، ازدواج کودک در برخی از کشورها مانند افغانستان و برخی از کشورهای خاورمیانه و قاره آفریقا یکی از مهمترین مسائلی است که گریبان دهها هزار دختر و پسر واقع در سن کودکی را به مخاطره انداخته است که با پیشگیری آن می توان میلیونها کودک را از ورطه فقر و محرومیت رها ساخت.

به گزارش یونیسف، ازدواج کودک یا ازدواج زودهنگام مربوط به ازدواج با کودک زیر ۱۸سال است. در این میان با وجودی که هر دو جنس پسر و دختر در معرض ازدواج های زودهنگام هستند ولی دختران بیشترین قربانیان این پدیده بشمار می روند.ازدواج اجباری ازدواجی است که بدون توافق معتبر یکی از طرفین یا هر دو زوج صورت می گیرد و در آن اجبار عاطفی یا بدنی یک عامل اصلی است. از این منظر بدلیل اینکه هر فرد زیر ۱۸ سالی نمی تواند اطلاعات لازم برای یک انتخاب سرنوشت سازی مانند ازدواج را براحتی بدست آورد، هر ازدواج در بین کودکان علاوه بر زودهنگام بودن، ازدواج اجباری هم محسوب می شود. در برخی از کشورهای آفریقایی مانند نیجر، چاد، مالی، گینه و بورکینافاسو حدود ۸۰ درصد دختران قبل از رسیدن به سن ۱۸ سالگی مجبور به ازدواج کردن می شوند.

نشریه “فارین پالیسی” نگاهی تحلیلی همراه با تصاویر انداخته به این پدیده غمبار و تاسف بار در کشور محروم افغانستان.

 

 
بنا به آمار یونیسف حدود ۵۰ میلیون دختر زیر ۱۷ سال در کشورهای در حال توسعه مجبور شده اند متاهل شوند. پدیده ازدواج کودکان در افغانستان بویژه در مناطق روستایی شایع است. ۵۷ درصد از دختران افغان قبل از رسیدن به سن ۱۶ سالگی عروس می شوند و آمار مرگ آنان به علت حاملگی زودرس بسیار بالاست. در عکس فوق سعید محمد ۵۵ ساله با روشن کاظم ۸ ساله در مراسم نامزدی دیده می شوند. پدر عروس، عبدل کاظم ۶۰ ساله با بیان اینکه راضی به این ازدواج نبوده اما فقرشدیدمجبور به رضایت وی برای این ازدواج شده است.
 

 

 
فایز محمد ۴۰ ساله با غلام حیدر ۱۱ ساله در روستای دمردر در حال برگزاری مراسم ازدواج هستند. این عکس به عنوان نماد و عکس برگزیده از سوی یونیسف انتخاب و از عکاس آمریکایی آن قدردانی شد.
 

 

 
زهرا عروس افغانی در سالن آرایشی در بامیان برای شرکت در مراسم ازدواج آماده می شود.
 

 

 
همه ازدواج ها در سنین کودکی رخ نمی دهد اما بعید است سن عروس دیگر از ۲۴ سال بالاتر برود. در عکس فوق رضا علی زاده ۲۴ساله با عروس ۲۱ ساله اش آجیلا نظری پس از مراسم عقد در حال بازگشت به خانه شان در روستای هزاره هرات هستند. این دو قبل از ازدواج فقط یک بار با هم ملاقات کرده بودند.
 

 

 
ازدواج اجباری در افغانستان بسیار رواج دارد. در برخی از خانواده های افغان دختر وسیله ای نیست جز راهی برای خلاصی از قرض مالی و یا شرکت در فعالیت های اقتصادی پدر خانواده. در عکس فوق عروس نوجوانی همراه با داماد در شهر بامیان عازم شرکت در مراسم ازدواج خود هستند.
 

 

 
عروس و داماد در حال راه رفتن در روستایی در بامیان افغانستان.
 

 

 
مادر و مادربزرگ عروس در حال آویختن گوشواره به عروس در کابل هستند. بعد از دوران طالبان سالن های ازدواج دوباره بازگشایی شد و شادمانی و بوق زدن ماشین عروس و همراهانشان در خیابانهای کابل بار دیگر رواج یافت ولی قانونی برای منع ازدواج کودکان تصویب نشد.
 

 

 
بس گُل دختر ۱۷ ساله افغان در خانه حمایت از زنان در بامیان. وی در سن ۱۱ سالگی مجبور به ازدواج با مردی همسن پدر خود شد و به علت سوء رفتار با وی از طرف شوهرش مجبور به فرار و پناه گرفتن در خانه امن بامیان شد.
 

 

 
دختر بچه کوچکی در حال فروش آدامس در کنار یک سالن آرایش عروس در کابل. پشت این پرده های محصور شده با پرده ها عروس ها ساعت ها برای مراسم ازدواج آماده می شوند. این دختر آدامس فروش در چه سنی متاهل می شود؟!
 

 

 

 

 
بهترین دوست عروس، مترا آماده ورود داماد برای تحویل عروس نوجوان است. برخی از این کودکان و نوجوانان به امید داشتن زندگی بهتر و فرار از فقر با خوشحالی تن به ازدواج های اجباری می دهند.
 

 

 
افسر پلیس زن مالالای کاکار در حال دستگیری جانان ۳۵ ساله که تلاش کرده بود همسر ۱۵ ساله خود را در قندهار به خاطر فرار کردن از خانه و پناه بردن به مادرش به قتل برساند. عروس ۱۵ ساله به خاطر سوء رفتار شوهر و مادر شوهرش مجبور به فرار شده بود. جمیله عروس ۱۵ ساله در حالی که فقط یک سال داشته به عقد این مرد درآمده و در سن ۱۰ سالگی به خانه شوهر فرستاده شده بود. افسر پلیس زن چندی پیش کشته شد.
 

 

 

 

 
مراسم ازدواج دسته جمعی گروهی ۵۰ زنان در استان هرات افغانستان. اکثر این عروسها کمتر از هجده سال دارند.
 

 

 
مجگون آمونی دختر ۱۶ ساله در حال گریه. وی به خاطر خشونت شوهرش مجبور به فرار و پناه گرفتن در موسسه خدمات اجتماعی در هرات شده است. وی در این مرکز به مدت شش ماه زندگی کرد تا خانواده اش راضی به حمایت و پذیرفتن او شوند اما در جامعه عقب مانده افغان هر زنی که از خانه شوهرش فرار کند مایه ننگ خانواده پدری اش محسوب میشود. مجگون زمانی که فقط ۱۱ سال سن داشت به عقد مردی ۶۰ ساله در ازای تحویل دو بسته هروئین درآمد. وی مجبور به قاچاق مواد مخدر در خانه شوهرش شد تا زمانی که مجبور به فرار از خانه شوهرش شد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 8:10  توسط امین معبادی  | 

صد میلیارد دلار برای سه عدد تخم مرغ!

 

در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را بزنید
 

اینجا زیمباوه است.

واحد پول این کشور دلار زیمباوه است. نرخ برابری 25 میلیون دلار زیمبابوه معادل یک دلار آمریکا است!

این مرد در حال رفتن به سوپرمارکت برای خرید چند قلم جنس است.
 

این کوه پول معادل یکصد دلار آمریکا است
 

به همین دلیل اسکناس های 50 میلیون دلاری ضرب شدند
 

و بعد هم اسکناس های 250 میلیون دلاری
 

- ببخشید! قیمت این تی شرت چقدر است؟
- خیلی ارزان، در حدود 3 میلیارد دلار!
 

ماه مه اسکناس های 500 میلیون دلاری به بازار آمدند
 

و ماه ژوئن نوبت به ورود اسکناس های 25 و 50 میلیارد دلاری رسید
 

و در انتها اسکناس 100 میلیارد دلاری
 

با این صد میلیارد دلار می توان چه خرید؟ سه تا تخم مرغ
 

مردم با یک بغل پول به رستوران می روند
 

و این هم صورتحساب غذا
 

در ماه اوت دولت زیمبابوه با تنزل ارزش دلار، ده صفر را از مقابل اسکناس ها برداشت
 

با این حال نرخ تورم همچنان بالا رفت و در ماه سپتامبر شما با این مقدار پول می توانستید این تعداد گوجه فرنگی بخرید
 

و برای یک تکه نان این مقدار پول
 

و دوباره این دور باطل در ماه سپتامبر شروع شد و اسکناس های 20 هزار دلاری وارد بازار شدند
 

و چند هفته پیش اسکناس های 50 هزار دلاری
 

و به احتمال زیاد تا انتهای امسال اسکناس های میلیارد دلاری بار دیگر روانه بازار خواهند شد و این بار حتی کمتر از دفعه پیش ارزش خواهند داشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 8:4  توسط امین معبادی  | 

ذهن صبور است و سازگار،
و از بازی خوشش می آید.
اما دل وحشی میشود
و به بازی تن نمی دهد،
دل احساس خفگی میکند
وبرای دریدن تورهای جبر
هجوم می برد.
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 11:5  توسط امین معبادی  | 

10 حقیقت عجیب درباره مغز

 

 

انسانها یک ساعت از روز در تاریکی زندگی می کنند

مغز انسان به عنوان مرکز سیستم عصبی یکی از پیچیده ترین بخشهای بدن انسان است که شاید به جرات بتوان گفت این اندام تا کنون بیشترین اسرار بیولوژیکی بدن انسان را در خود نهفته و دانشمندان برای درک بسیاری از این اسرار همچنان در حال مطالعه و توسعه ابزارهای جدید مطالعاتی هستند.

شبکه بی بی سی در سری برنامه های خود با عنوان "درون بدن انسان" بر روی این اندام تمرکز کرده و حقایق شگفت انگیزی را از مغز تودرتوی انسان آشکار کرده است:

 

• مغز انسان به اندازه ای پیچیده است که بالغ شدن آن 20 سال زمان خواهد برد.
 

• جنین انسان درون رحم می تواند در هر ثانیه هشت هزار سلول جدید به وجود بیاورد.
 

• در لحظه ای که انسان متولد می شود، تمامی سلولهایی که برای یک عمر زندگی به آنها نیاز دارد را در اختیار دارد.
 

• مغز انسان پیچیده ترین پدیده ای است که تا کنون در جهان هستی شناسایی شده است.
 

• نوزادان می توانند پس از گذشت چند ساعت از زمان تولد خود، صورت مادرشان را شناسایی کنند.
 

• جنین درون رحم از قدرت بینایی برخوردار است اما همه چیز را سیاه و سفید می بیند، چشم جنین به اندازه ای حساس است که می تواند نور به شدت ضعیفی که از میان شکم مادر به درون نفوذ می کند را ببیند.
 

• انسان در دقیقه 20 بار پلک می زند که هر پلک زدن نیم ثانیه زمان نیاز دارد. با روی هم گذاشتن این دقایق می توان گفت انسانها یک ساعت در روز را در تاریکی سر می کنند.
 

• هر سلول مغزی با سلول مغزی دیگر در حدود 10 هزار اتصال برقرار می کند.
 

• فراگرفتن حفظ تعادل و سازگار کردن اندامهای بدن با یکدیگر به اندازه ای پیچیده است که تعداد سلولهای موجود در مناطقی از مغز که به این کار اختصاص دارد، برابر مابقی سلولهای باقیمانده در دیگر نواحی از مغز است.
 

• غواصان جوان در تایلند به مردمکهای چشمهای خود یاد داده اند تا در زیر آب برای تمرکز بر روی اجسام به جای بزرگتر شدن، منقبض شوند. همه کودکان می توانند این مهارت را از سنین بسیار کوچکی بیاموزند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 9:53  توسط امین معبادی  | 

در اغلب اوقات ما بر اثر امیال درونی خود کارهایی را انجام میدهیم تا دیگران را تحت تاثیر خودمان قراردهیم. این تمایل اغلب خود را در استفاده از نام های تجاری معروف ، رفتن به کافی شاپ ها و رستوران های معروف ، خرید خانه و اتومبیل و انتخاب شغل خود را منعکس می نماید.

اما شناخته شدن با نام های تجاری، خانه ها و ماشین ها واقعا می توانند تاثیرگذار باشند؟
حتما به افرادی برخورد کرده اید که با توجه به نخبه بودن در یک شغل و حرفه از  موقعیت خود راضی نیستند و آن را دوست ندارند؟
بعضی از این چیزها ممکن است توجه ما را برای یک یا دو دقیقه ایی به خودشون اختصاص بدهند ، اما برای مدت طولانی نه. چرا؟
از آنجا که تاثیرگذاری اموال ملموس به اندازه ویژگی های ناملموس نیست.

به سوالات زیر توجه کنید:
او همیشه یک ماشین پورشه سوار است،آیا واقعا از پس هزینه های آن برمیآید؟
او صاحب یک خانه بزرگ است، آیا او یک زندگی خانوادگی دوست داشتنی دارد؟
او پول بسیار زیادی می سازد، آیا شما نشانی از لذت بردن از زندگی خود را در او می بینید؟

در پاسخ به این سوال ها هرکس عقیده خودش را دارد ، اما هرگاه پاسخ شما به این سوالها “نه” باشد، دیگر آن چیزهایی که در ابتدا برای شما جذاب بود  مهم نبوده و خیلی شما را تحت تاثیر قرارنمی دهد.

حالا یک لحظه فردی را تصور کنید که عاشقانه زندگی می کند ، لبخند می زند و شور و شعف و زندگی کردنش در هر نفس پیداست.
آیا او شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد؟ آیا مهم است که میلیونر است یا نه؟

در اینجا ۲۸ روش تحت تاثیر قراردادن دیگران را خواهید آموخت.اگر به این راهنمایی ها توجه کنید و آنها را در زندگی روزمره خود استفاده کنید نه تنها به شما کمک می کند تا دیگران را تحت تاثیر خودتان قراردهید بلکه شما را فرد بهتری خواهند کرد.

 

۱- اصیل باشید. با خودتان باشید:
یکبار جودی گارلند [+] گفت: ” همیشه یک نسخه دست اول از خودتان باشید تا یک نسخه دست دوم از دیگری.” با این جمله می توان عمری را زندگی کرد. شما در زندگی نمی توانید پا در کفش دیگری کنید ، شما فقط اختیار کفش های خودتان را دارید و می توانید آنها را تغییر دهید. اگر نتوانید خودتان باشید ، نمی توانید زندگی کنید؛ در آنصورت فقط هستید، زنده اید.
از خود بپرسید: اگر شما خودتانی را که اکنون هستید دوست ندارید، پس چرا باید دیگری شما را دوست داشته باشد؟؟؟

۲-از مردم مراقبت و به آنها توجه کنید:
اگر شما واقعا به مردم اهمیت نمی دهید و توجهی به آنها ندارید، پس چطور انتظار دارید آنها به شما توجه کنند؟ هرچه شما به دیگران کمک کنید آنها نیز به کمک شما خواهند آمد.عشق و محبت سبب عشق و محبت است. و حرف های دیگه ایی که کم و بیش حتما شنیده اید.

۳-احساس خوب به دیگران هدیه کنید:
مردم به ندرت به یاد می آورند که شما برای آنها چه کاری انجام داده اید، اما همیشه به یاد دارند که چه احساسی را در آنها ایجاد کرده اید.

۴-صادق باشید و مسئول کارهای خود:
هیچ کس – تکرار می کنم – هیچ کس دروغگو را دوست ندارد.در دراز مدت به هر حال حقیقت همیشه خود را نشان می دهد. در نهایت اعمال شما از شماست و به سوی خودتان بازخواهد گشت.

۵-لبخند بزنید:
هرکسی دیدن یک لبخند واقعی را دوست دارد.تصور کنید که یک فرد کاملا غریبه به چشمان شما نگاه می کند و به شما لبخند می زند.ناگهان او دیگر یک غریبه به نظر نمی رسد، اینطور نیست؟

۶-احترام به بزرگان.احترام به کودکان. احترام به همه:
هیچ مرزی و یا دسته بندی وجود ندارد که تعریف کند افراد خاصی فقط شایستگی مورد احترام قرارگرفتن را دارند.هر فرد کهن سالی شایسته همان سطح احترامی است که شما به پدر بزرگ و مادربزرگ خود می گذارید و همین طور هر کودکی در همان سطح که شما در برابر برادر کوچک خود صبوری می کنید. مردم مهربانی شما را می فهمند دوست عزیز.

۷-مردم را با نام هایشان صدا بزنید:
همه مردم عاشق شنیدن و دیدن نام خود هستند(این را بارها در افرادی که مورد مصاحبه های تلویزیونی و رادیویی قرارگرفته اند حتما دیده اید) ، برای همین حتما سعی کنید نامشان را به خاطر بسپرید و بصورتی کاملا مؤدبانه در ارتباطات نوشتاری و شفاهی خود با آنها آن را لحاظ کنید.

۸-گفتن “لطفا…” و “متشکرم.” در صحبت هایتان:
این دو عبارت خیلی ساده که کلماتی برای یک درخواست هستند لحنی دوستانه را به جریان یک مکالمه وارد می کند.استفاده از این دو کلمه تفاوت مشهودی را برای شنونده در فهم یک صدای خشک و بی احساس با یک صدای صادقانه ایجاد خواهد کرد.

۹-در کارهای خود برتر و موفق باشید:
چیزی که مرا در مشاهده گیتاریست های بزرگ،نویسندگان،وبلاگ نویسان، نقاشان، سخنرانان موفقیت،کارآفرینان اینترنتی ، مهندسان کامپیوتر، مادران،پدران و ورزشکاران تحت تاثیر قرارداده است تنها یک چیز است که در همه آنها مشترک است:
آنها در کارهایی که انجام می دهند موفق می شوند.
اگر شما نخواهید که کاری را درست انجام بدهید من هم هیچ نکته ایی ندارم که به شما بگویم.در محل کار خود برتری پیدا کنید،در سرگرمی ها و تفریحات خود نیز موفق شوید. برای خودتان شهرت و اعتبار ایجاد کنید. به اینکه فردی هستید که هر روز پیشرفت کرده و متعالی می شود شناخته شوید.

۱۰-اگر می توانید به دیگران کمک کنید:
در زندگی شما آنچه را که قبلا داده و بخشیده اید دریافت می کنید.وقتی شما در زندگی دیگری تاثیری مثبت و مفید داشته باشید، حتما شخص دیگری در زندگیتان تاثیر مثبتی بجای خواهد گذاشت. حتی اگر تاثیر مثبت شما در زندگی دیگری به اندازه ایجاد اندکی شادی و یا کاستن از رنج هایش باشد.
ارزش هر کس به اندازه کمک های غیرمنتظره ایی است که برای دیگران انجام داده و یا شرایط آن کمک ها را فراهم نموده است.

۱۱-در هرکاری که انجام می دهید یک امضای شخصی بجا بگذارید:
به این فکر کنید که در محل کارتان یک برند باشید، همه شما را برای کارهای خاصتان بشناسند. اگر آدم شوخ و جوکی هستید سعی کنید کمی از آن را به محیط اطراف خودتان پراکنده کنید، اگر ذوق هنری دارید در چیدمان و تزئین های محیط اثری بگذارید. خلاصه که در هرکاری که انجام می دهید بگذارید یک امضا و اثری از وجود شما باقی بماند.

۱۲-بیش از قول هایتان عمل کنید:
برخی افراد عادت دارند انواع وعده ها و قول ها را بدهند و در آخر هم به سختی از عهده آن برآیند. وعده هایشان را در حد کمال می دهند اما در ارائه و اجرا متوسط هستند. برای افزایش و تقویت ارزش خودتان از چشم دیگران دقیقا برعکس این را انجام دهید.کمی کمتر از قابلیت های خود را عرضه کنید تا همیشه قادر به ارائه بیش از تعهدتان باشید.این باعث می شود تا افراد دیگر درباره شما بعنوان کسی که همیشه بیشتر و فراتر از وظیفه و تعهد خود عمل می کنید صحبت کنند و به این خصوصیت شهرت پیدا کنید.

۱۳-سازمان یافته باشید:
اگر سازمان یافته عمل نکنید چطور می توانید کاری را به پایان برسانید؟ تلاش کنید در فضای زندگی و محیط کارتان سازماندهی عمل کردن را بصورت یک عادت همیشگی درآورید.

۱۴-جستجوگر باشید و سوال های روشنی بپرسید:
مثل آدم احمقی نباشید که همیشه یه گوشه از اتاق نشسته و اصلا نمی داند در دنیای اطرافش چه خبر هست.با جستجو و پژوهش خودتان را از زمان جلوتر ببرید و پیشتاز باشید و اگر هم نشانه ایی از آنچه که می خواهید به دست نمی آورید با پرسیدن سوال آن را جستجو کنید، حتما کسانی راخواهید یافت که به شما در خصوص سوال هایتان پاسخی مناسب بدهند. مردم همیشه به افرادی که توانایی درک مطالب را دارند و آنها را در این خصوص کمک می کنند احترام می گذارند.

۱۵-دانش و اطلاعات را به اشتراک بگذارید:
وقتی می توانید اینکار را انجام دهید که شما یک منبع برای اطرافیان خود باشید.اگر به اطلاعاتی باارزش و اساسی دسترسی دارید آنها را فقط برای خود ذخیره و انبار نکنید. آنها را آشکارا با دیگران قسمت کنید.در دنیای امروز هم به همین دلیل است که این همه اشتراک گذاری اطلاعات و دانش اهمیت یافته است، شما اگر همه اطلاعات و دانش دنیا را داشته باشید ولی آنها را انبار کنید و کسی به آن دسترسی نداشته باشد بعد از مدتی بی ارزش خواهد بود زیرا دیگرانی هستند که اطلاعات و دانش خود را با جهان تقسیم کنند. پس دست بکار شوید تا دانش شما نگندیده است.

۱۶-مثبت باشید و بر درستکاری متمرکز شوید:
هرچیزی که در زندگی اتفاق می افتد نه خوب است نه بد.این فقط به دید شما بستگی دارد و هرگز مهم نیست که چطور به پایان می رسد،همیشه به صورتی که باید پایان یابد خواهد رسید.در هر حالت شما یا موفق هستید یا اینکه چیزی یادگرفته اید.پس مثبت باشید و برای نتایج خوب و شیرین قدرانی کنید و از بقیه اش چیزی یاد بگیرید.مثبت بودن شما فرسودگی را از افراد و محیط اطراف شما خواهد زدود.

۱۷-به کسی که حرفی برای گفتن دارد مشتاقانه گوش بدهید:
با چشم هایی متمرکز شده، گوش هایی تیز و تلفن همراهی خاموش.در دنیایی که نمی توان به اندازه کافی سریع بود،همه ما به کسی که به حرف های ما گوش دهد احترام گذاشته و از بودن با او استقبال می کنیم.

۱۸-در رابطه با دیگران وفادار باش:
وفاداری پایدار فقط مربوط به یک رابطه صمیمی درازمدت نیست، بلکه باید پایه ایی باشد برای هرکار دیگری که شما انجام می دهید.

۱۹-درک و عشق ورزی به مادر طبیعت را یاد بگیرید و یاد بدهید:
کسانی که به واقع قدردان و عاشق طبیعت هستند و در اطراف ما حضور دارند نشان دهنده اوج عظمت و انسانیت همه نوع بشر هستند. آنها به این روش مثبت زندگی می کنند و چیزی ازاین مثبت بودن را نیز به دیگران اعطا می کنند و می بخشند.

۲۰-در روز از وقت ، انرژی و پولتان بر روی خودتان سرمایه گذاری کنید:
وقتی شما برروی خودتان سرمایه گذاری می کنید هرگز چیزی را از دست نخواهید داد و در طول زمان با این روش مسیر و سمت و سوی زندگیتان را تغییر خواهید داد.شما به سادگی محصول آنچه هستید که بدان فکر می کنید.وقت ، انرژی،پول بیشتری را صرف به دست آوردن دانش کنید تا کنترل بیشتری بر روی زندگی خود داشته و از دیدگاه اطرافیان خود انسانی با ارزش قلمداد شوید.

۲۱-بصورت منظم اما تصادفی به دیگران مهربانی کنید:
پرداخت پول قهوه یک غریبه در کافی شاپ، خرید یک گل برای همکارتان و تشکر از او،راهنمایی کردن یک بانوی سالمند در یافتن مواد غذایی در فروشگاه و…
هیچ پاداشی بالاتر از دیدن لبخند بر چهره دیگران سراغ دارید؟

۲۲-تعریف و تمجید کنید از کسانی که لایق آن هستند:
شخصا از توانمندی های دیگران تمجید کنید و کمک کنید تا در راه خود به اوج و درخشش برسند.همه از کسانی که قدران تلاش هایشان هستند تشکر خواهند نمود و از حمایت آنها استقبال می کنند.

۲۳-شمرده صحبت کنید و تماس چشمی برقرار نمائید:
اغلب مردم ارتباط با افرادی که نمی توانند صحبت کردن و حالاتشان را درک کنند اجتناب خواهند کرد.هیچ رمز و رازی برای ارتباط قوی و موثر وجود ندارد.همچنین بدانید که یکی از موثرترین ابزار ارتباطات شخصی وجود ارتباط چشمی است، و هنگامی که به درستی اجرا شود نزدیکی زیادی را در روابط انسانی ایجاد می کند.

۲۴-در دسترس باشید:
اگر مردم نتوانند شما را پیدا کنند، و دسترسی به شما مشکل باشد، آنها شما را فراموش خواهند کرد.در دسترس بودن و سهل الوصول بودنتان تاثیر بسیار مهمی در ارتباط شما با دیگران دارد.همیشه این صفت مثبت را در خود حفظ کنیدو در ارتباط  خود با اطرافیان راه باریکی از ارتباط را برقرار نگه دارید و اجازه ندهید راه های ارتباطی شما مسدود شود.

۲۵-خودکفا باشید:
آزادی بزرگترین هدیه است و خودکفایی و مناعت طبع بزرگترین آزادی است، و خودکفایی شماست که دیگران را تحت تاثیر شما قرار خواهد داد. در دنیای کسب و کار یکی از آرزوهای اولیه و الهام بخش همه کارآفرینان رسیدن به خودکفایی و استغنا است.

۲۶-از منابعی که دارید بهره برداری کنید:
گاهی فردی معمولی را می بینید که از نظر جسمی دارای نقص عضو است، اما شما او را خیلی سرشار از احساس شادی می بینید.
چگونه کسی که دارای این محدودیت فیزیکی است می تواند خوشحال باشد؟؟؟
پاسخ قطعی و محکم به این سوال این است که: آنها راه چگونگی استفاده از منابع محدود خود را دریافته اند. استیو واندر را برایتان مثال می زنم، او نابینا بود اما استعداد خوبی در درک موسیقی داشت و از آن بهره برداری کرد و تا امروز ۲۵ بار جایزه گرمی را دریافت کرده است.

۲۷-بخشی از چیزی هستید که بدان باور دارید:
و این می تواند هر چیزی باشد.برخی از مردم با داشتن یک نقش فعال در شورای شهر و روستای خود، برخی با عضویت در دسته های مذهبی و برخی با عضویت در مراکز حمایت از نیازمندان و برخی نیز با عشق ورزیدن به کار خود.
نتیجه روانی حاصل در همه اینها یک چیز است، همه آنها خود را درگیر چیزی می کنند که به آن اعتقاد دارند.این تعامل شادی را برایشان به ارمغان آورده و زندگی را برایشان معنایی تازه می دهد.خیلی کار سختی است شما بخواهید کسی را که به شدت به کاری که انجام می دهد اعتقاد دارد تحت تاثیر خودتان در بیاورید.اما غیر ممکن نیست.

۲۸-بلند شوید و بر اعتقادات خود عمل کنید ، بدون اینکه جار و جنجال به پا کنید:
بله این امکان وجود دارد که برای اعتقادات خود به پا خیزید و دست بر گلوی دیگران گذاشته و بدین وسیله بقیه را ساکت کنید تا همگان فقط شنونده دیدگاه های شما باشند.
در مورد عقاید شخصیتان زمانی که از شما سوال می پرسند جواب دهید و حرکات تبلیغاتی همراه با مسموم کردن ذهنیت دیگران در راستای افکار و عقاید خود را هرگز انجام ندهید.
پایه استواری برای ارزش های خود داشته باشید ولی همیشه ذهن تان را برای اطلاعات جدید باز نگه دارید.

جالبترین چیزی که در این لیست می توانید آن را ببینید این است که همه آنچه که شما نیاز به تحت تاثیر قراردادن دیگران بدان نیاز دارید در درون شما در حال حاضر وجود دارد.
 

بنابراین به شما پیشنهاد می کنم از همین امروز تلاش برای تحت تاثیر قراردادن مردم را با استفاده از ثروت و دارایی تان متوقف کنید و به جای آن با بهره گیری از توانمندی های درونی و روش زندگی خود بر اطرافیان تاثیر گذاشته و توجه شان را به خودتان جلب کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 9:43  توسط امین معبادی  | 

– افرادي که بيشترين وقت خود را صرف زندگي ديگران مي‏کنند (مشاوره، راهنمايي و …)، از رسيدن به زندگي خود باز مي‏مانند.
 

– کساني که مي‏گويند “من نبايد اين راز را فاش کنم اما فقط به تو مي‏گويم” دقيقا راز شما را نيز به همين صورت براي ديگران بازگو مي‏نمايند.
 

– گفتن حقيقت مهم است؛ اين مهم نيست که ما راست مي‏گوييم و ديگران اشتباه مي‏کنند.
 

هيچ هدفي بدون طي کردن مسير و راه آن دست يافتني نيست.
 

– کساني که سر خود را مانند کبک در برف فرو مي‏برند در واقع لگد ديگران را به جان مي‏خرند.
 

– آنچه که در ظاهر هر شخص مي‏بينيم، به ندرت دقيقا همان چيزي است که آن شخص واقعا هست.
 

– جرات و شهامت اين نيست که روبروي شير بايستيم بلکه اين است که بفهميم چطور مي‏توان از شر او جان سالم بدر برد.
 

– ما از همان اول پدر و مادر زاده نشده‏ايم، بلکه بايد بياموزيم که چطور مي‏توان پدر و مادر بود.
 

– کلماتي که بر زبان جاري مي‏گردند، قدرت خود را از ما گرفته‏اند – از خود هيچ قدرتي ندارند.
 

– افراد خردمند در سکوت به سر مي‏برند تا بيش از هر چيز صداي تمناي خود را بشنوند.
 

– فرشته ها به زمين نمي‏آيند تا ببينند ما چه مي‏کنيم بلکه مي‏آيند تا به ما بگويند چه کار بهتر است انجام دهيم.
 

– هيچ چيز مانند ارتباط و وابستگي با ديگران، با تمام وجود، به درد انسان نمي‏خورد.
 

– در واقع ما هيچ چيز را کنترل نمي‏کنيم مگر رفتار و کردار و تصميمات خودمان.
 

– هيچ کس نمي‏تواند ما را شاد کند جز خودمان. (اگر بخواهيم)
 

– اين يک اشتباه بزرگ است اگر از تجربيات خود درس نگيريم.
 

– من هيچ چيز نمي‏دانم، به من بياموزيد؛ من هيچ چيز نمي‏شنوم، به من بگوييد؛ من هيچ چيز نخواهم ديد، به من نشان دهيد – ما با هم پيروزيم.
 

– پشيماني از آن دسته چيزهايي است که ما به اشتباه آن را انتخاب مي‏کنيم.
 

– آنچه در قلب خود مي‏پرورانيم، همان است که در زندگي ان دنيا در دستان خود داريم.
 

– تنها به اين دليل که بذري را که کاشته ايم نمي‏بينيم، نمي توانيم بگوييم چيزي از اينجا بيرون نمي‏آيد.
 

– جنسيت واقعي وجود ندارد. هر کسي قسمتي از روحيات جنس مخالف را در خود دارد.
 

– تجربيات شما، تجربيات شما هستند؛ شخصيت شما نيستند.
 

– فرض کردن‏ها از تنبلي ما در جستجوي حقيقت سرچشمه مي‏گيرند.
 

– هيچ کس به طور کامل بي‏طرف نيست.
 

– خانواد ما تنها جايي نيست که ما در ان متولد شده‏ايم؛ گاهي يک دست باز و رويي گشاده نيز ما را متولد مي‏کند.
 

– شما هميشه راه درست را نمي‏پيماييد.
 

– فروتني و تواضع، در واقع توانايي پذيرفتن خطاست.
 

– توانايي يک مرد آن چيزي نيست که در جيبش دارد، بلکه آن است که بر دوشش دارد.
 

– اگر شما يک قدم مثبت برداريد، کائنات قدم به سمت شما مي‏آيند.
 

– اگر مي‏خواهيد بديها سرتان نيايد، نخواهيد سر ديگران آيد.
 

– اگر مي‏خواهيد با حقيقت سر و کار نداشته باشيد، هميشه در خيالات خود گم هستيد.
 

فخرفروشي لباسي است که فقط تن احمقان مي‏شود.
 

– کسي که از همه بيشتر مي‏داند، معمولا همان کسي است که کمتر حرف مي‏زند.
 

– هر کسي سزاوار ارزشمند شدن و معشوق ديگران بودن است.
 

– هيچ کس جواب نهايي را به شما نخواهد داد، مگر خودتان.
 

– شما تنها با ابزاري که داريد مي‏توانيد عمل کنيد، پس به دنبال ابزار جديد وقت خود را تلف نکنيد.
 

– اگر خطاهاي خود را خطا در نظر نگيريم، آنگاه با هر خطا راهي اشتباه را کشف کرده‏ايم.
 

– اين انسانها هستند که به زندگي معنا مي‏دهند و نه اشياء.
 

هميشه سوالاتي هستند که جوابشان ناپيداست و بزودي جوابشان پيدا خواهد شد.
 

– در حال حاضر نه آينده وجود دارد و نه گذشته، زندگي جاريست.
 

– اگر بخواهيد، اسکلت هميشه در کنج کمد منتظر شماست تا شما را بخورد.
 

– وقتي صحبت مي‏کنيم، صداي هيچ کس را نمي‏شنويم.
 

– والدين نبايد کوچکترها را در برابر تصميمات زندگي مسئول بدانند.
 

– اينکه پدران ما چه کاره بوده‏اند مهم نيست، مهم اين است که ما چه خواهيم کرد و چه خواهيم شد.
 

– اگر فکر مي‏کنيد که بايد همين الآن بگوييد، پس بگوييد و اگر مي دانيد که بايد کاري را الآن انجام دهيد، پس انجام دهيد.
 

– هر تغييري نياز به حرکت دارد.
 

– کمک ديگران به معناي انجام تمام و کمال کار ما نيست.
 

– اينطور نيست که هر کسي شما را دوست بدارد ولي شما مي‏توانيد هر کسي را دوست داشته باشيد.
 

– اگر کاري را هميشه براي کسي انجام داديد، او هرگز آن کار را ياد نخواهد گرفت.
 

– هيچ چيز بيشتر از خنده مسري و واگيردار نيست.
 

– بهترين هديه‏اي که مي‏توان به ديگران داد، وقت و صبر خودمان است.
 

- زيبايي محض با چشم قابل مشاهده نيست، بلکه با فکر و دل ديده مي‏شود.
 

– هر کسي بذر کمال را در وجودش دارا مي‏باشد، اما کمتر کسي مي‏تواند آنرا پرورش دهد.
 

– تنها راه پايان دادن به مشاجره‏ها، پيدا کردن يک راه حل است.
 

– هر عملي که انجام مي‏دهيم و هر حرفي که ميگوييم به ما باز مي‏گردد اما نه به گونه‏اي که انتظارش را داشتيم.
 

– اگر يک پله از نردبان شکست، با کمي زحمت پا را بايد بالاتر گذاشت.
 

– هرگز کلمات ناگفته را در اتاق دربسته محبوس نکنيد.
 

– هرکس بيش از آنچه خود را مي‏شناسد است.
 

– از هر چه بترسيم اسيرش مي‏شويم.
 

نيازمندترين انسانها حريص‏ترين آنهاست.
 

– آنچنان خيال کنيد که گويا تا ابد زنده‏ايد و انچنان عمل کنيد که گويا امروز مي‏ميريد.
 

– بخنديد همچنانکه نفس مي‏کشيد و دوست داشته باشيد همچنانکه زندگي مي‏کنيد.
 

– هيچ کس نمي‏تواند بازگردد و شروعي جديد را رقم بزند اما هر کسي مي‏تواند شروع کند و پاياني خوش را بسازد.
 

مهمترين چيزها در زندگي چيزي نيستند که قابل لمس باشند.
 

– زيباترين عکسها در اتاقهاي تاريک ظاهر مي‏شوند؛ پس هر موقع در قسمتي تاريک از زندگي قرار گرفتي بدان که طبيعت مي‏خواهد تصويري زيبا از تو بسازد.
 

– برف سنگيني باريد؛ درختي شکست، درختي زيباتر شد.
 

زندگي مانند بازي حکم است، مهم نيست که دست خوبي نداشته باشيم، مهم اين است که يار خوبي داشته باشيم.
 

– از کوتهي ماست که ديوار بلند است.
 

– از شيش جلو به زندگي نگاه کنيد نه از آين رو به عقب.
 

– به خاطر ترساندن موش خانه‏ات را آتش نزن.
 

– هنر زندگي کردن، هنر نقاشي کردن بدون پاک کردن است.
 

– بهترين لذت زندگي انجام دادن عملي است که ديگران مي‏گويند نمي‏توانيم.
 

– هر روز از زندگي معجزه است. من روزم را هدر نمي‏دهم. من قدر معجزات را مي‏دانم.
 

آرام بنشين. تقلا نکن. بهار مي‏آيد و سبزه‏ها رشد مي‏کنند.
 

– اينکه چه مي‏انديشيم، چه مي‏دانيم و به چه اعتقاد داريم مهم نيست. مهم اين است که چه مي‏کنيم.
 

– از زندگي هر انچه لياقتش را داريم به ما مي‏رسد نه آنچه آرزويش را داريم.
 

– از آنجا که زندگي آين وجود ماست، فقط با تغيير ما تغيير مي‏کند.
 

– ساعتي که خراب است، در هر روز دوبار زمان را درست نشان مي‏دهد.
 

– هرگاه در زندگي خانه‏اي از يخ ساختي، بر آب شدنش گريه نکن.
 

آرزوهايت را يک جا يادداشت کن و يکي يکي از خدا و کائنات بخواه. خدا و کائنات يادشان نمي‏رود اما تو يادت خواهد رفت آنچه را که امروز داري، آرزوي ديروزت بوده است.
 

– برگ در انتهاي زوال مي‏افتد و ميوه در انتهاي کمال. بنگر که چون برگي زردي يا سيبي سرخ؟
 

– اگرنتوانستي کسي را ببخشي از بزرگي گناه او نيست، از کوچکي دل توست.
 

– به کسي که در جستجوي حقيقت است ايمان آور و به کسي که حق را يافته است شک کن.
 

– ما آمده‏ايم تا با زندگي کردن قيمت پيدا کنيم نه به هر قيمتي زندگي کنيم.
 

– هر کس چراي زندگي را يافت با هر چگونه‏اي خواهد ساخت.
 

– سخن نيک را از گويند آن بگيريد هر چند خود بدان عمل نکند.
 

– ناتوانترين مردم کسي است که نتواند دوستي پيدا کند و ناتوانتر از او کسي است که دوستان خود را از دست بدهد.
 

چون عقل کامل گردد، سخن گفتن کمتر شود.
 

– صبحگاهان به جستجوي روزي درآييد که برکت و موفقيت در صبح زود نهفته است.
 

– به بار نشستن هر کار نيازمند روز صبر است.
 

– راز موفقيت در اين است که با طبيعت و کائنات هماهنگ باشيم و در مسير موجهاي زندگي لذت ببريم.
 

– موفقيت يک مسير است و نه هدف.
 

– موفقيت بيشترين و بهترين استفاده از آن چيزي است که هم اکنون داريم.
 

– شکست موفقيت است، اگر از آن درس بگيريم.
 

– موفقيت اين نيست که هرگز اشتباه نکنيم بلکه اين است که يک اشتباه را دوبار مرتکب نشويم.
 

– موفقيت دستيابي به آن چيزي است که مي‏خواهيم و شادماني خواستن آن چيزي است که بدست مي‏آوريم.
 

– موفقيت توانايي پرش از شکستي بر شکستي ديگر است بدون اينکه خسته شويم.
 

– من مي‏دانم که تمام هستي براي من خلق شده. پس نگران نيستم و تمام هستي را يار و ياور خود مي‏بينم.
 

– بازي زندگي بازي بومرنگهاست. مراقب بومرنگ خود باشيم که به کدام طرف پرتاب مي‏شود.
 

– تفکر مثبت اساس هر موفقيت است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 9:42  توسط امین معبادی  | 

15چیز

حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز در 15 جمله! در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب... در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم. در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود. در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم می‌كند. در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن. در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود می‌سازد. در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم. در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می‌دهند. در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بد ترین دشمن وی است. در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب. در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می‌توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید. در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد. در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارت‌های خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارت‌های بد است. در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می‌كند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود. در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است. در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 9:39  توسط امین معبادی  | 

دیرگاهیست

بالهایمان را آویخته ایم به جالباسی

عادت کرده ایم به زمین

زمین جای گرم و نرمیست

چه خیال اگر چشمهایمان را خواب

چه خیال اگر دلهایمان را آب برده است!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 0:45  توسط امین معبادی  | 

اشتباه نکنید! شهادت هدف نیست


در لغت به معنای شهود یا حضور است و شاهد و شهید یعنی حاضر و جمع آن شهدا است. (1) در مجمع البحرین آمده است: شهادت یعنی کشته شدن در راه خدا.


شهدا

وجه تسمیه چنین قتلی به شهادت، بدین جهت است که ملائکه رحمت بدین صحنه حضور یابند و بر این وجه، شهید به معنای شهود است، یا بدین سبب که خدا و فرشتگانش به دخول شهید به بهشت گواهی دهند و یا بدین لحاظ که شهید به همراه انبیا در قیامت بر دیگر امم گواهی دهند و یا چون شهید زنده و حاضر است، به موجب آیه: "احیاء عند ربهم یرزقون؛ (2) شهدا زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند"، و یا به این جهت که وی به شهادت حق قیام نمود تا کشته شد.(3)


 

در تفسیر نمونه نیز آمده است: اطلاق "شهید" از ماده "شهود" بر آن‏ها یا به خاطر حضور رزمندگان اسلام در میدان نبرد با دشمنان حق است، یا به خاطر این که در لحظه شهادت، فرشتگان رحمت را مشاهده می کنند، و یا به خاطر مشاهده نعمت‏های بزرگی است که برای آن‏ها آماده شده و یا به جهت حضورشان در پیشگاه خداوند است، آنچنانکه در سوره آل عمران می فرماید: "هرگز گمان مبر آن‏ها که در راه خدا کشته شده‏اند مردگانند، بلکه آن‏ها زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند".(4)


همیشه در تاریخ ملت‏ها روزهایی پیش می آید که بدون ایثار و فداکاری و دادن قربانیان، بسیاری از خطرات برطرف نمی شود، و اهداف بزرگ و مقدس محفوظ نمی ماند. این جا است که گروهی مؤمن و ایثارگر باید به میدان آیند و با نثار خون خود از آیین حق پاسداری کنند. در منطق اسلام به این گونه افراد "شهید" گفته می شود.


در اسلام کمتر کسی به پایه و عظمت شهید می رسد؛ شهیدانی که آگاهانه و با اخلاص نیت به سوی میدان نبرد حق و باطل رفته، و آخرین قطرات خون پاک خود را نثار می کنند.


درباره مقام شهیدان، روایات عجیبی در منابع اسلامی دیده می شود که حکایت از عظمت فوق‏العاده ارزش کار شهیدان می کند. در روایتی از رسول گرامی (ص) می خوانیم: "در برابر هر نیکی، نیکی بهتری وجود دارد تا به شهادت در راه خدا رسد که برتر از آن چیزی متصور نیست".(5)


در روایت دیگری از امام زین العابدین (ع) می خوانیم: "هیچ قطره‏ای محبوب تر در پیشگاه خدا، از دو قطره نمی باشد: "1 - قطره خونی که در راه او ریخته می شود. 2 - قطره اشکی که در تاریکی شب از خوف خدا جاری می گردد و فقط به این قطره اشک، خدا اراده شده باشد".(6)


اگر تاریخ اسلام را ورق زنیم، می بینیم قسمت مهمی از افتخارات را شهیدان آفریده و بخش عظیمی از خدمت را آنان کرده‏اند. نه تنها دیروز، امروز نیز فرهنگ سرنوشت ساز "شهادت" است که لرزه بر اندام دشمنان می افکند، و آن‏ها را از نفوذ در دژهای اسلام مأیوس می کند.


بدون شک "شهادت" یک هدف نیست؛ هدف پیروزی بر دشمن و پاسداری از آیین حق است، اما پاسداران باید آن قدر آماده باشند که اگر در این مسیر، ایثار خون لازم شود، از آن دریغ ندارند، و این معنای امت شهید پرور است، نه این که شهادت را به عنوان یک هدف طلب کنند.

 


پی نوشت ها :

1 - لسان العرب به نقل از بهاءالدین خرمشاهی، دانش‏نامه قرآن، ج 2، ص 1339، کلمه شهید و شهادت.

2 - آل عمران (3) آیه 169.

3 - شیخ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج الربع الثانی، ص 553.

4 - آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 21، ص 405.

5 - بحارالانوار، ج 97، ص 15، چاپ بیروت.

6 - همان، ج 97، ص 10، حدیث

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 22:29  توسط امین معبادی  | 

خلاقیت یک چوپان چینی !

taknaz.ir at site
 
یک گله‌دار چینی برای آنکه بتواند، گله گوسفندانش را کنترل کند، از پوستر و تصاویر گرگ استفاده می‌کند.«دو هبینگ» یک کشاورز و گله‌دار چینی است که به دلیل نداشتن سگ گله، از روش جدید و نوآورانه‌ای برای کنترل گله گوسفندانش استفاده می‌کند.

این کشاورز و گله‌دار به خبرگزاری‌های محلی چین گفت که از پوستر و تصاویر گرگ‌ها استفاده می‌کند، تا بتواند گله گوسفندانش را در مسیر درست هدایت کرده و از منحرف شدن آن‌ها جلوگیری کند.

این در حالیست که این کشاورز می‌گوید، برای اولین بار است که می‌بیند گله گوسفندان با دیدن یک تصویر یا پوستر راه درست را می‌روند.

وی می‌گوید: مردم از این‌که می‌بینند من به جای سگ گله، از پوستر گرگ استفاده می‌کنم به من می‌خندند، اما پوستر و تصویر گرگ بهتر از سگ گله عمل می‌کند.

علاوه بر این هنگامی ‌که از سگ گله استفاده می‌کردم، گوسفندانم بیشتر در خطر بودند و یا گم می‌شدند، اما از زمانی ‌که از پوستر و تصاویر گرگ استفاده می‌کنم، برای هیچیک از گوسفندانم اتفاقی نیفتاده‌ است.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 22:14  توسط امین معبادی  | 

چه تعداد انسان‌ تا به حال روی کره زمین زندگی کرده‌اند؟ به عبارت ساده‌تر اگر هیچ انسانی از ابتدای پیدایش این گونه، نمی‌مرد، حالا روی کره زمین چند نفر انسان وجود داشت؟
چه تعداد انسان‌ تا به حال روی کره زمین زندگی کرده‌اند؟ به عبارت ساده‌تر اگر هیچ انسانی از ابتدای پیدایش این گونه، نمی‌مرد، حالا روی کره زمین چند نفر انسان وجود داشت؟

امسال جمعیت کره زمین، از هفت میلیارد تجاوز می‌کند. سازمان ملل پیشبینی می‌کند که سال ۲۱۰۰ جمعیت دنیا به ۱۰٫۱ میلیارد نفر برسد.



دویست هزار سال قبل، گونه انسان در خاک آفریقا ظاهر شد، اما ۱۹۰ هزار سال طول کشید تا جمعیت انسان‌ها به چهار میلیون نفر برسد. بله! تا همین ده هزار سال قبل کل جمعیت دنیا به اندازه آدم‌هایی بود که هر روز صبح با متروی شهر نیویورک جابجا می‌شوند!

اما با آغاز قرن نوزدهم و روند صنعتی شدن، جمعیت انسان‌ها به ناگهان افزایش یافت و به یک میلیارد نفر رسید. این افزایش جمعیت تنها به خاطر افزایش تولدها نبود، بلکه افزایش طول عمر آدم‌ها هم عامل مهمی بود. در دهه‌های اخیر هم با اینکه میزان کاهش یافته است، اما به خاطر پیشرفت دانش پزشکی، طول عمر انسان‌ها بسیار بیشتر شده است و بنابراین بر جمعیت دنیا افزوده می‌شود.

به سؤال اصلی برگردیم. برای تخمین عدد کل انسان‌هایی که روی این کره خاکی به دنیا آمده‌اند ما باید دو چیز را بدانیم: ۱- طول عمر متوسط انسان‌ها در طول تاریخ  ۲-جمعیت دنیا در بازه‌های زمانی مختلف.

تا قبل از قرن اخیر، امید به زندگی بین ۲۰ تا ۳۵ سال بود، اما در قرن اخیر امید به زندگی به طور متوسط ۶۷ سال است که البته بر حسب ناحیه و کشور مقداری متفاوت است، مثلا در موناکو، امید به زندگی ۸۹ سال است، در حالی که در آنگولا تنها ۳۹ سال است.



حالا این اطلاعات را در فرمول زیر می‌گذاریم:



عدد ۵۷ میلیارد به دست می‌آید. با توجه به جمعیت کنونی دنیا، جهان در حال حاضر پذیرای ۱۲ درصد کل انسان‌هایی است که تا به حال روی آن به دنیا آمده‌اند.


منبع : 1Pezeshk.com
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 18:8  توسط امین معبادی  |